X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

عصر پاییزی....

سلامی دوباره

سلام و صد سلام به عزیزان این خونه کوچیک مجازی

امیدوارم حال دلتون در ای روزهای بهاری و اردیبهشتی ، عالی باشه

زندگی آرام و آهسته در جریانه، من هم که مثل همیشه درگیر و دار تدریس و کار و خونه هستم.

قرار بود در این ماه زیبای اردیبهشت ، عزیزی رو ببینم که متاسفانه برنامه اش کنسل شد و نتونست بیاد تهران ، و من بسی ناراحت شدم  .... اما خب چاره ای هم نیست دیگه. دوری این چیزها رو هم داره دیگه.

امسال روز معلم متفاوتی داشتیم، دانشجوهام سنگ تموم گذاشتن و کلی جشن گرفت و گل و گلدون اوردن و ما را بسی دلشاد نمودند ، دانشکده هم امسال سنگ تموم گذاشتن و هدایی نفیسی دادن که ما را بسی متعجب نمودند ! و پنج شنبه هفته گذشته به صرف نهار دعوت همی کردند که تعجب ما را بیش از پیش برانگیخت !!
القصه ، اوضاع خوب و آرام است و به روال عادی همیشه داره پیش میره

ان شا الله اوضاع شما هم خوب و آرام و آسوده باشه

پ.ن. عشق جانم عباس جانم بطلب ....

نیلگون 97

سلام و صد سلام به عزیزان این خونه مجازی

با یک تاخیر یک هفته ای سال نو همگی مبارک باشه، ان شا الله سالی طلایی پیش رو داشته باشید

خب عارضم به حضورتون که به حول و قوه الهی ! امروز 35 سالگی عزیزمان را آغاز نموده در این اندیشه که آیا یک سال به عمر ما اضافه گشت یا کم شد ؟!

نظر شما چیه ؟! به نظرتون کم شده یا زیاد شده ؟! congratulations smiley

پ.ن. برادر پژمان عزیز، صمیمانه آرزو میکنم بزودی در این سال طلایی ، به طرز شگفت انگیزی حاجت روا شید cheerleader 1 smiley

برادرانه

باید خواهر باشی تا بفهمی ، عروسی برادر نزدیک بودن چه حال و هوایی داره

باید خواهر باشی تا بفهمی ریختن اشک شوق از دیدن کارت عروسی برادر یعنی چی

باید خواهر بشی تا بفهمی هر کاری تا الان نکردی، ولی الان بخاطر عروسی برادر کنی یعنی چی

باید خواهر باشی تا بفهمی اولین دیدار از خونه ی تازه چیده ی برادر یعنی چی

باید خواهر باشی تا بفهمی وقتی خواهر داماد خطابت میکنن یعنی چی

خلاصه باید خواهر باشی تا بفهمی ....

پ.ن. 5 روز مونده

حقیقت !

واحد اندازه گیری دوری بین من و تو، کیلومترها و شهرها و جاده ها نیستند ..... واحد اندازه گیری فاصله بین من و تو سال است ! تمام سالهایی که من و تو از هم دور بودیم......تمام  سالهایی که نداشتمت .....

استاد راهنما یا مشاور ؟! مساله این است !

سلام و صدسلام به عزیزان این خونه ی مجازی

ان شا الله حال و احوال تون عال باشه و همه چیز بر وفق مراد

عارض به خدمت روی ماهتون که بعد از گذر خیلی سخت از خوان امتحان جامع، وارد خوان رساله شدیم. استاد راهنمایی که از ترم دو تا شهریور باهاشون روی موضوع رساله م کار کردم، از ایران رفتن، من که بخاطر سنگینی امتحان جامع استاپ شدم و چند ماه از رساله دور موندم و اصلا تو ذهنم جای خالی برای فکر کردن بهش نداشتم...تا هفته پیش که نتایج امتحان جامع اعلام شد و بلاخره خیالم بابت این خوان راحت شد.

حالا نوبت فکر کردن به این بود که کی استاد راهنمام شه ؟!

مدیر گروه جدید رو میتونستم به عنوان استاد راهنما بگیرم، اما به دلیل اصلا جرات مطرحکردن اسمشون رو به اداره پژوهش دانشکده ندارم، اول اینکه به شدت غیر قابل وصفی سختگیرن و دوم اینکه انتظارات و توقعات خیلی زیاد و بی جا از داشجو دارن. وگرنه از نظر اسم و رسم و اعتبار هیشکی به پای ایشون نمیرسه ، اونم واسه اینکه اسمشون رو جلد رساله دکتری ثبت بشه.

از طرفی من دوره ارشد تا اینجا رو با همین اساتید سختگیر نازنین خوندم، و یکی از همین سختگیران عزیز استاد راهنمام بودن و واقعا به این نتیجه رسیدم که هیچ فرقی نداره استاد راهنما کی باشه. گو اینکه از تز ارشدم الان هیچ یاد و خاطره ای نمونده ، حالا اسم اون استاد تا اون حد بلاخره اعتبار برای تز من اوردن که تو مصاحبه دکتری تاثیر گذار باشن اما الان دیگه مقطع اخره و دیگه با رساله م نمیخوام کاری کنم که اسم استاد تاثیرگذار باشه، تو این مقطع بیشتر از اسم استاد، ماهیت و مضمون رساله و موضوعش مهمه. اینه که راستش ترجیح میدم بجای استادی نامدار و قدیمی که دیگه حتی حوصله خوندن تزم رو نداره، استادی تازه کار و پر انرژی داشته باشم که کمکم کنه زودتر رساله م رو تموم کنم و برم برای دفاع.

تا وقتیکه استاد قبلی ایران بودن، خب قرار بود راهنما باشن، من هم با یکی از اساتیدی که در دانشگاه دیگری در شهر فلان و بهمان هیات علمی هستن صحبت کرده بودم که استاد مشاورم بشن، و ایشون هم با روی بازپذیرفتن، ایشون  در نوع خودشون اگرچه معروف نیستن، البته در شهر خودشون هستنا، مثل اساتید دانشکده خودمون در ایران معروف نیستن هنوز،  اما بسیار پر کار و اکتیو  هستن و حدود 53 جلد کتاب تا الان چاپ کردن و 30 مقاله... و خب جوان و پر انرزی هم هستن و بسیار هم هلپ فول می باشن.

القصه الان دوسه روزه دراین اندیشه م که بی خیال همه چی بشم و باهاشون صحبت کنم خودشون استاد راهنمام بشن و مشاور که بالطبع نقش کمرنگ تری داره،یکی از اساتید خودمون.....

حسابی بر سر دو راهیم.... نمیدونم چیکار کنم،...

خدایا مددی برسان کارم براحتی انجام شه، استاد جان قدیمی هم اوی بدن راهنمام بشن زودتر دفاع کنم....

در ایده ال ترین شرایط، سه ترم دیگه میتونم دفاع کنم....

با ای شهریه های مردافکن کمر شکن.....

ای ترم برای 6 واحد رساله ، 12/5 میلیون شهریه به حسابم افتاد.... 3/5 میلیون هم شهریه ثابت دادم....که هرچقدر بیشتر از ای سه ترم باقیمونده درسم طول بکشه، باید این 3/5 میلیون تمدید بشه.....

ای خدای بزرگ به تو توکل میکنم و به تو روی میارم.....

1 2 3 4 5 ... 31 >>