X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: شنبه 14 شهریور 1394 ساعت: 02:50 ب.ظ

خدمت دوستان عزیزم عارض شده بودم که به پیشنهاد عزیزی اسم این ماه رو گذاشته بودیم شهریور پر از شگفتی! علتشم این بود که برای یه سری مسائل خیلی در تلاش بودم و هیچ نتیجه ای هم نمی گرفتم از طرفی شهریور هر ماه بخاطر ردیف کردن و مرتب کردن برنامه کلاسها و تنظیم کلاسهای تدریسی با تحصیلی کاری پر استرس بود و تا همه چیز روی روال نمی اومد من قرار و آروم نداشتم. این دوست عزیز ما گفتن که به نظر من تنها راهی که برات مونده اینه که به شدت باورها و احساست رو خوب کنی و فقط و فقط مثبت باشی و اولین راهشم اینه که اسم این ماه رو بگذاری شهریور پر از شگفتی.

از اونجا که به پیشنهاد این دوست عزیز گوش دادیم و تا جایی که تونستیم از خودمان انرژی و باورهای مثبت ساطع کردیم لطف خدای مهربان هم با ما یار گردید و خبرهای خوش یکی از پس دیگری به سمت مان روان شدند و شهریور 94 ، شد شهریور پر از شگفتی.....

پ.ن : خدایا یه دونه دیگه مونده فقط....این یکی هم به خیر بگذرونی واقعا عالی و فوق العاده میشه.....آمین.