X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

این ترم....

ترم سنگین و فشرده اى دارم, با یک عالمه کلاس و درس و پروژه والبته یک عالمه دانشجوهاى نازنین , مودب و درس خون. این ترم تمام کلاسهام با بچه هاى فوق لیسانسه بجز یک کلاس از مقطع لیسانس که اونم دانشجوهایى بودن که پارسال با خودم کلاس داشتن و الانم اونقدر اصرار کردن تا دوباره کلاسشون رو خودم بردارم واینگونه شد که یک کلاس کارشناسى به برنامه این ترمم اضافه شد! 

از درسهاى خودم بگم که خدا رو شکر همه چیز روى رواله و با برنامه دارم پیش میرم و شوک اول ترم رو برخلاف خیلى از همکارا و همکلاسى هاى عزیز نداشتم, و خدا رو شکر راضى ام, بااینکه ترم سنگینى دارم, 8 کلاس فوق لیسانس, یه کلاس لیسانس, به اضافه درسهاى دوره دکترى.....ولى خدا رو صدهزار مرتبه روزهاى خوبى رو مى گذرونم و حال دلم خوبه, جز وقتى که حرف فاجعه منا میشه......اصلا نمى تونم خودم رو کنترل کنم و وقتى حرفش میشه یا اخبار و تصاویرش پخش مى شه, بى صدا و بى اختیار اشکها مى ریزم.....خدا همه رفتگان این فاجعه رو رحمت کنه و به بازماندگان صبر بده....واقعا خیلى دردناکه....

این پست رو با موبایل از رختخواب !! نوشتم براى دوستانى که اگر اینجا رو مى خونن و دوست دارن از اوضاع احوال ما باخبر بشن. دوستتون دارم و مرسى که هستین و اینجا رو مى خونین.

برم بخوابم که فردا 8 صبح کلاس دارم!! 

نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: هم راز از [ ایران ]
مجددا سلام. چقدر خوب...منکه تا حالا هیچکدوم از استادام همچین حسی رو بهم منتقل نکردن
یکشنبه 12 مهر 1394 ساعت 02:29 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام همراز جان
اکثر اساتید حتى اگر توى قلبشون هم همچین حسى داشته باشن, ولى دوست ندارن یا نمى تونن به دانشجو منتقلش کنن, خوشبختانه من به نظر میاد تاالان موفق بودم, با توجه به فیدبکى که از دانشجوهام گرفتم
▁ ▂ ▄ ▅ ▆ ▇ █ مرگ تدریجی یہ رویا █ ▇ ▆ ▅ ▄ ▂ ▁
سلام وعرض ادب.امیدوارم شاد باشین وسرحال.وروزتون رو باخوبی آغاز کنین.امروز روز یکشنبه 11 مهرماه.برابر با19 ذی الحجه1436سوم اکتبر2015—صدونود وشش روز از سال رفته و168روز به آخرسال مونده.عید غدیر رو تبریک میگم با اینکه دوروز رفت.نمیدونم اصلا امسال یه جور بود امسال سال رفتن خیلی ها بود خیلی ها که اصلا انتظارشو نداشتیم.مرتضی پاشایی،هماروستا،علی طباطبایی، حجاج عزیزمون تو حادثه منا، واین اخریها خبرنگار شبکه خبر وهادی نورورزی عزیز ودوست داشتنی وبااخلاقمون مثل مرحوم سیروس قایقران حجاجی که تواون حادثه جرثقیل فوت کردن نمیدونم حکمت خدا چیست اما فقط الله میدونه وبس راستی بیت الله عباسپور عزیز وخیلی ها دیگه...نمیدونم این مصیبت ها وقتی که برسر تک تک ماها اگر به هرجور وعنوان بیاد چطوری طاقت میتونیم بیاریم ایا صبرداریم؟آیا میتونیم به هم دلداری بدیم؟امسال عید تاعیدمون تلخ بود هنوز که هنوز موندن ببینن بازهم حجاج ایرانی هست؟وای این خانواده های مصیبت زده الان دارن چی میکشن؟وای خانواده هادی نوروزی چی میکشن مخصوصا پسرکوچیک هادی نوروزی.....برای هممون هست بادرجات ونوع های مختلف اما این رو بگم درسته سخته بانوشتن وحرف آسون هست اما توعمل سخت منظور از عمل طاقت اوردن این همه مصیبت مثلا زلزله بم یابوئین زهرا چقدر ادم کشته شدن؟اما اگر خدارو به معنای واقعی درک کنی برات اسون میشه ومیگه خدا تنهایاورم وکمکم هست.....تسلیت به همه داغداران وداغ کشیده ها.روحشون شاد قرین رحمت ومغفرت عظیم الهی باشن.ممنونم نظرمو خوندی ممنونم...
یکشنبه 12 مهر 1394 ساعت 10:07 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نوشته: هم راز از [ ایران ]
چ خوب که دانشجوها دوستتو.ن دارن :) زندگی گذراست هیچی نمیمونه جز یک یاد...پس چ بهتر یادی نیک از خودمون بجا بزاریم
راستی سلام
شنبه 11 مهر 1394 ساعت 11:43 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست عزیز
بله,کاملا درسته. انشاله همه در زندگى نیکنام باشن
این حس دوستى بین من و دانشجوهام دوطرفه است, هر کدوم از دانشجوها براى من مثل یک گنج بزرگه تو زندگیم