X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: جمعه 13 آذر 1394 ساعت: 10:18 ب.ظ

گاهی افرادی سر راه زندگی مون قرار میگیرن که شاید مدتهاست هستن، اما ما نمیشناسیم و این باعث میشه اونقدر که باید قدر ندونیم....بعد که به خودمون میایم میبینیم چه گوهر نازنینی توی مسیر زندگیمون بوده .... و هی میگیم کاش زودتر شناخته بودم....

خانم دکتر گل نرگس عزیزم از اون گوهرهاست....با تمام وجودم این روزها می گم چرا زودتر نشناختمش....البته من می شناختمش و خواننده خاموشش بودم، حتی قبل اینکه خودم وبلاگ نویسی رو شروع کنم. ولی در حد خواننده خاموش می شناختمش و افتخار اشنایی دو طرفه رو باهاش نداشتم، الان که افتخار اشنایی این عزیزدل رو دارم، انقدر شرمنده لطف و مهربانیشم که همش می گم خدایا چه گوهری داشتم و زودتر نشناختم....ولی خب خوبیش اینه که باعث میشه از این به بعد بیشتر حواسم به اطرافم باشه

خانم دکتر عزیز نرجس خانم نازنین به این جزیره ناشناخته و دور افتاده، به دنیای من خوش اومدی، قدمت بروی چشم. خوشحالم از اشناییت و به داشتنت افتخار می کنم عزیزم. مرسی از اینکه وقت می ذاری و تمام نوشته هام رو عمیق میخونی و از نظرات باارزشت بهره مندم می کنی. از خدا دوام دوستیمون رو می خوام و برات ارزوی بهترینها رو دارم.