X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: پنج‌شنبه 3 دی 1394 ساعت: 03:05 ب.ظ

همه چیز با هم مصادف شده، تمام کارهایی که دارم همزمان شده.... پایان کلاسها، طرح سوالات امتحانی دانشجوهام، شروع امتحانهای خودم، شروع امتحانهای دانشجوها، تصحیح برگه هاو اعلام نمره ها، شروع ترم جدید..... و بدتر از همه اینها، اومدن مهمون از شهرستان اخر هفته اینده......

پ.ن.1. خدایا دستم رو میگیری......مثل همیشه؟ نه نه اصلا بگیرم در اغوشت.....میخوام در اغوش گرمت اشکهایی که لابلای قلب شکسته ام مونده رو بریزم.....

پ.ن. 2. دیگه برام فرقی نمیکنه روزهای کاری ترم بعدم چه روزهایی باشه......