X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: دوشنبه 7 دی 1394 ساعت: 06:38 ب.ظ

سال 2015 به سرعت هرچه تمامتر گدشت ، با تمام خاطرات خوبش.... خداروشکر خاطره بد خاصی نبود و برای همه عزیزانی که میشناسم سال خیلی خوبی بود.... برای من هم خدا روشکر سرشار از خوبی و برکت بود... دو سه تا اتفاق خیلی خوب برام تو این سال افتاد که تا همیشه اثرات خوبشون خواهد بود و به عبارتی مسیر زندگیم رو عوض کردن و به اون جهتی که همیشه آرزو داشتم کشوند.... از نظر علمی هم سال بسیار به یاد موندنی بود و ثمره های خیلی عالی برام داشت.... ثمره هایی که بدون شک تا آخر عمرم یادشون خواهم کرد و از یاداوریشون یک عالمه حس های قشنگ تو دلم خواهد جوشید.....  یکی از بهترین ثمره های 2015 آشنایی با چند عزیز فرهیخته بود که بسیار بسیار از این بابت خدا رو سپاسگذارم: خانم دکتر "میم" گل زندگیم، خانم دکتر گل نرگس جونم، خانم دکتر غریب آشنای عزیزم، و استاد عزیزم آقای دکتر "میم-خ" بزرگوار که واقعا حضورشون در زندگیم ستودنیه. و نازنین دوست داشتنی من........ که البته بااینکه الان ازش دلخورم ولی دلیل نمیشه یاد نکنم و براش ننویسم..... نازنین دوست داشتنی من، بخاطر حضورت ازت ممنونم، درسته که الان دلگیرم چون ازت توقع نداشتم اما میدونی که نه کینه ای ام، نه چشم روی خوبیها میبندم...... بابت تمام لحظه های خوبی که باهات داشتم، بابت تمام خنده های شیرین و معصومانه ات بابت تمام لحظاتی که با چشمهای درشت و مشکی قشنگت به صورتم خیره شدی و سرشار از شورم کردی، بابت اینکه باعث شدی بعد سااااااااالها دوباره شور جوانی بهم برگرده، بابت اینکه با حضورت باعث شدی بعد ساااااالها دست  به قلم بشم و بنویسم، بابت تمام سه شنبه ها و چهارشنبه هایی که برام به یاد موندنی و عزیز کردی، بابت تمام صبحهای پاییزی قشنگی که انتظارم رو با دیدن صورت مثل گلت به پایان رسوندی، بابت تمام لحظاتی که با صدای گرم و دلنشینت و آهنگ خاص حرف زدنت  اسمم رو صدا کردی ، ازت ممنونم......... بدون شک تو هم  از اون ثمره های سال 2015 هستی که تا همیشه برام عزیز و به یادموندنی خواهی بود.... و بدون " من آدم کینه و قهر نیستم به هیچ وجه، من فقط دلگیرم ، به خودت هم گفتم، و میدونی که ذره ای تظاهر توی وجودم نیست و هر احساسی داشته باشم خیلی راحت میگم، مثل تمام لحظاتی که علاقه و احترامم رو بهت ابراز کردم، با اینکه ازت دلگیرم اما دلیل نمیشه که دیگه "عزیز کنج دلم" نباشی.... مطمانا با هوش و ذکاوتی که داری خوب میدونی که عشقم، علاقه ام به تو کاملا قلبی و بی قید و شرط بود... کاش میدونستی  درهای قلب من همیشه به روت بازه و همچنان بی قید و شرط، بی توقع ، بی حرف و حدیث دوستت دارم ........

2015 به یاد موندنی بار سفر بسته و  2016 عزیز تا سه روز آینده از راه میرسه ......... از صمیم قلب آرزو میکنم تو هم مثل 2015، به یاد موندنی، مثبت، سرشار از برکت و دستاوردهای علمی ماندگار باشی.....پر باش از برکت، عشق، سلامتی و خوشبختی برای من ، همه عزیزانم و همه عالم........ تو هم مثل 2015 عزیز دوستان فرهیخته و نازنین بیشتری سر راهم بگذار و برای "نازنین دوست داشتنی ام" بهترین ها رو به همراه داشته باش........ و بهش ثابت کن چقدر فرقه بین عشق بی توقع و قید شرط و عشقی که از سر خودخواهی باشه......2016 عزیزم ازت میخوام آرزوهامون رو دست سنتا کلاز بسپری تا برامون بیاره.........

پ.ن. 1. بی تو، من با بدن سرد خیابان چه کنم ، با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم..........؟

پ.ن.2. هنوز به خاطر تو که گفتی ست سرمه ای خیلی بهم میاد و با رنگ چشمها و خط چشمم سته، سرمه ای میپوشم...........و  تو نیستی که ببینی.......

پ.ن.3 میدونی که هرگز 24 بهمن رو فراموش نخواهم کرد؟ میدونی که چه باشی چه نباشی ، 24 بهمن زادروزت،برای من یه روز دوست داشتنیه؟  میدونی که تقویم روی میزم فقط 24 بهمن رو به یاد تو نفس میکشه اما تقویم دل من، هر 365 روز سال را.........؟

پ.ن.4. 2016 عزیزم، ازت میخوام راه رفتننم رو که 2012 باز کرد اما بنده خدا با سنگ اندازی هاش بست، تو دوباره باز کنی.....میدونی که.... من آدم موندن نیستم....و میدونی که موندن برام عین عذابه......پس لطفا راه گشایم باش.........نخواه که در میانه راه بمانم....راهی ام کن..... بخواه که این خجسته اتفاق با قدمهای تو بیفته......

پ.ن5. دوستان عزیزی که پست قبلی رو خوندن، به نظرتون دوستم اگر این پست رو بخونه و ببینه همچین نامه بلند بالایی به سال"میلای 2016" نوشتم چه عکس العملی نوشن خواهد داد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

پ.ن. 6. من از شهریور امسال تصمیم گرفتم برای همه ماهها و سالها اسامی زیبا و مثبت انتخاب کنم. چون برای شهریور، شهریور پر از شگفتی رو انتخاب کردم و نتیجه واقعا شگفت انگیز بود برای همین واسه بقیه ماهها هم اسم گذاشتم و نتیجه باز هم عالی بود، مهر پر مهر، آبان مهربان، آذره آرزوهای عاشقانه  و الانم که دی ماه دوست داشتنی....... پیشنهادتون برای 2016 چیه؟  خودمم دارم روش فکر میکنم که حتما اسمی باشه ایده آل و سرشار از انرژی مثبت..........