X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

سکوت.....

امروز غم انگیز ترین حالت تهران، غم انگیزترین حالت دانشگاه (......) بود.... بااینکه تو ارزیابی اساتید نمره بالایی اورده بودم، بااینکه از طرف مدیر گروه تقدیر زیادی از کارم شد، و دکتر <ص> عزیز توی تصمیمهای مهم گروه با من مشورت کرد و نظر من رو خواست، بااینکه دانشجوهای دو تا از کلاسهای امروز بخاطر ترم خوبی که با من داشتن امروز رو حسابی جشن گرفتن و گل و شیرینی اورده بودن و درخواست کتبی داده بودن به گروه که دوباره ترم بعد با من کلاس داشته باشن، اما..... پشت تمام این شادیها، یه گوشه دلم غمی پنهان بود.... شادیهای امروزم کم نبودن، چون با تمام قلبم به شغلم به دانشجوهام عشق می ورزم، و تدریس برای من نه یک شغل البته، که تمامه عشقه..... امروز از صمیم قلب خوشحال بودم، اون لحظه ای که دکتر <ص> گفت شما بین اساتید در اولویتین برای همین اول برنامه شما رو میچینم بعد بقیه اساتید، اون لحظه ای که گفت من بیشتر از هر استاد دیگه ای به شما اعتماد دارم و به کارتون ایمان، اون لحظه ای که وارد کلاس شدم و با تریبون تزیین شده از گل و شیرینی روبرو شدم که بچه ها اورده بودن و بقول خودشون میخواستن این ترم رو که از عمرشون نبوده به یادموندنی تر کنن، اون لحظه ای که یکی از دانشجوهای فوق لیسانس خم شد و خواست دستهای منو ببوسه و وقتی من دستم رو کنار کشیدم، محکم در اغوشم گرفت و بارها در گوشم گفت شما اسطوره زندگی من هستین، شما به من قدرت دادین، شما مسیر زندگی منو عوض کردین، شما باعث شدین دوباره خودم رو پیدا کنم و دوباره سر پا وایسم و اونقدر گفت تا اشک توی چشمهام حلقه بست، اون لحظه ای که بچه های کلاس 1-3اشک ریزان اومده بودن دورم حلقه زده بودن و به التماس افتاده بودن که ترم بعد کلاسشون رو داشته باشم چون تحمل دوری و دلتنگی منو ندارن، همه این لحظه ها برای من ستودنی و بی نظیر بود چون من با تدریس، کار نمی کنم، عشق می کنم، لذت می برم و جون میگیرم، چون از جان و دل به دانشجوهام عشق میورزم و به چشم گنج های باارزشی بهشون نگاه می کنم که باعث میشن من رسالت معلمی ام رو به سرانجام برسونم، و برای من بااین دیدگاهها، تمام لحظات امروز بی نظیر بود، و از بابتشون خدا رو بی نهایت سپاسگذارم، اما..... کنج قلبم، اونجایی که جای *تو* بود، خالی و گرفته بود.... چقدر بی *تو* امروزم بااینکه بی نظیر و سرشار موفقیتهای شغلی بود، بی رمق و بی شور بود، و هر لحظه پشت این شادیهای عمیق ، چه غمی عجیب پنهان بود.... درست مثل قلبی که نصف، کم داشت، شادیهای امروز من هم نصف کم داشت و اون نصف،* تو * بودی..... و چقدر امروزم کامل میشد اگر *تو * هم بودی.... و هرگز زندگی کامل نیست.....

 و تمام لحظات شادی بخش امروز، در حالیکه قلبم، نبودن *تو* رو بهم گوشزد میکرد، من در سکوت و اشک و لبخند به ابراز احساسات دانشجوهام، و تقدیر مدیرگروهم نگاه می کردم.... و کسی چه میداند درد است سرشار از گفتن باشی و حرفهایت از جنس نگفتن....و کسی چه میداند سکوت کرده ای چون نمی توانی از بغضت بگویی.... از رد پایی که در دلت مانده و نمی توانی وصفش کنی.... و حال و هوای دلت را بازگویی.... کسی چه میداند درد است پر باشی از گفتن ....اما حرفهایت از جنس نگفتن باشد....از جنس نبودن *تو*....

نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: خانم میم از [ ایران ]
الهی بمیرم نیلگون جونم نبینم چشمهای قشنگ و درشت و ابیت اشکی باشه مهربانم نبینم پر از درد باشی مو طلایی من
نیلگون؟ تو حالت خوبه..... ؟
یکشنبه 13 دی 1394 ساعت 10:44 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
خدانکنه عزیزم
اره خوبم عزیزم نگران نباش. خسته ام فقط.... خیلی....
خوب میشم، فقط یکم زمان میخواد.....
نوشته: غریب آشنا از [ ایران ]
وقتی با عشق کار میکنی و از جون و دل مایه میزاری بازتابش میشه همین رفتارهای قدرشناسانه. ایشالا همیشه موفق باشی و البته شاد. عزیز دلت هم زودی بهت برگرده.
جمعه 11 دی 1394 ساعت 05:24 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
مرسی خانم دکتر عزیزم. انشاله شما هم همیشه شادمان و پیروز باشی انشاله.....
به به خانم دکتر دوست داشتنی استاد گل که کسی نمیتونه از شما دل بکنه، تبریک میگم بهتون خانم دکتر جان
"من با تدریس، کار نمی کنم، عشق می کنم، لذت می برم و جون میگیرم، چون از جان و دل به دانشجوهام عشق میورزم و به چشم گنج های باارزشی بهشون نگاه می کنم که باعث میشن من رسالت معلمی ام رو به سرانجام برسونم" این بخش و خیلی دوس داشتم آخه منم در گذشته خیلی کوتاه معلم بودم واقعا کاریه که همه ی عشق من به کار کردن رو ارا میکنه فکر نکنم شغلی به جز معلمی بتونه اینجوری باشه، خانم دکتر درک میکنم دوری از یه دوست صمیمی واقعا سخته فقط میتونم آرزو کنم کدورتاتون برطرف بشه
پنج‌شنبه 10 دی 1394 ساعت 09:27 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
مرسی خانم دکتر گل نرگس جونم نظر لطف شماست شما مثل همیشه منو لوس کردین واقعا تنها رمز موفقیت تدریس ، عشقه....
خیلی سخته، جون کندم تا چهارشنبه تموم شد....اصلا نمی تونستم دانشگاه رو تحمل کنم مرسی خانم دکتر، خدا ازتون بشنوه....