X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

از محبت خارها گل میشود.....

از اواخر مهر ماه ، تو دانشکاهی که تدریس میکنم ، واسه بخش امور کلاسها یه همکار جدید اومده بود. آقایی که قبل از  ایشون بود -آقای ن- بی نهایت خوش اخلاق و مهربونه و به شدت هر چه تمامتر با اساتید خوش برخورد و بااحترام رفتار میکنه . اما همکار جدید ایشون نقطه مقابلشون هستن و به شدت در روابط اجتماعی ضعیف.... بسیار هم با شخصیت و سر به زیره ولی خب طفلک خیلی توی روابط اجتماعی قوی نیست تا حدی که بهشون سلام می کردیم با اشاره سر جواب میدادن، جواب خداحافظی هم کلا نمیدادن.

حدود سه هفته ای رو به این روال گذروندیم تا رسیدیم به موعد امتحانهای میان ترم که باید از ایشون نامه آمار کلاس ها رو میگرفتیم برای تکثیر برگه های امتحان. وقتی که رفته بودم برای گرفتن امار انقدر با بی حوصلگی و سرد جوابم رو میداد که واقعا اعصابم بهم ریخت دلم میخواست یه دل سیر بزنمش   اینجاس که میگن استادی سرشار از افکار شیطانی........ آخه برای منی که با همه با مهربانی و روی خوش رفتار میکنم خیلی سخته کسی با بی حوصلگی جوابم روربده اینه که اون به اصطلاح خشم اژدهایی که دانشجوهام میگن خودش رو نشون میده evil smileyevil smiley

از دفتر اساتید که بیرون رفتیم به خانم -الف- از اساتید گروه ریاضی گفتم به شرافتم سوگند کاری میکنم تا آخر ترم این اقای همکار اخلاقش خوب شه. و از همون روز دست به کار شدم  وقتی که این اقای همکار رو میدیدم تمام انرژیم رو جمع میکردم و با یه خوش رویی وصف ناپذیری باهاش چاق سلامتی میکردم  دو سه هفته ای از ما اصرار بود و از ایشون انکار  و من هر چی با انرژی بیشتری رفتار میکردم این همکار گرامی همچنان به مقاومت خودشون ادامه میدادن. تا اینکه یک روز......بلاخره از محبت خارها گل شد و معجزه ها رخ  داد...........تازه رسیده بودم دانشگاه خانم -ب- هم همزمان رسیدن  رفتیم دفتر اساتید حضوری بزنیم خانم -ب- یه قدم از من جلوتر بودن به اقای همکار سلام کردن اقای همکار دوباره بااشاره سر جواب دادن و همینکه من سلام کردم  با خوشرویی تمام و خیلی گرم و مهربان کلی سر صبحی سلام و احوال پرسی کرد!!!!!!!  به خانم -ب- گفتم من با خودم عهد بسته بودم تا اخر ترم کاری کنم این اقای همکار اخلاقش خوب شه ولی قرار نبود انقدر زود عهدم نتیجه بده

القصه.... از اون روز به بعد اقای همکار هرکجا منو میبینه اول که جلوم پا میشه حتی اگه تو سلف و سر نهار باشه!!!! و اونقدر با محبت و خوشرویی رفتار میکنه که من واقعا شرمنده محبتش میشم و جالبه که با بقیه اساتید هم رفتارش داره تغییر میکنه و مهربون تر میشه. اینه که هر کجا من باشم، تفاوت را احساس کنید..... البته این تفاوت و خوشرویی تا وقتیه که کسی از حد و حدود فراتر نرفته که امان از وقتی کسی بخواد کوچکترین بی حریمی تو رفتارش نشون بده با خاک یکسانش میکنم ..... و انچنان تخریب شخصیتیش میکنم که دیگه جرات نکنه از کنارم رد شه... 

پ.ن.1. دقت کردین بعضی ها کلا نسبت به محبت کردن آلرژی دارن ؟ به این دسته از افراد هرچه محبت کنی و مهر بورزی در آن کله پوکشون نمیره که نمیره و حتی گاهی دور میشن با محبت کردن انگار که یه وحشت و ترس خاصی از محبت دیدن دارن . و بعضی ها هم گویی نیمکره راستشون در قسمت کنترل عواطف و احساسات ، خواب تشریف داره ....

پ.ن. 2. نازنین دوست داشتنی من از اون نیکره راست خوابهاست..... کلا محبت در قلبش هیچ اثری نداره.... عزیزم خوابه دیگه.... خواب.... همیشه در مقابل محبتهای من این شکلی بود :   جز اون دسته افرادی بود که محبت فراریشون میده.....

پ.ن.3. به اقای همکار بعد از اون تحول عظیم رفتاریشون اصطلاحا میگیم آقای دوست..... 

نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: غریب آشنا از [ ایران ]
بیشتر آقایون خجالتی رو با یه خرده کار کردن روشون، یعنی همین روش شما، محبت کردن و صمیمی برخورد کردن خیلی راحت میشه آورد توی راه.
امان از اینکه بعضی آقایون مغرور باشن و رفتاراشون از سر غرور. که عمراً با کتک توی راه بیان چه برسه محبت کردن که باعث میشه زیر بغلشون هندونه بره که وای چقدر خاصن.
الغرض اینکه آقای دوست بنظرم خجالتی بوده. و ایولله به شما که توی راه آوردینش.
یکشنبه 13 دی 1394 ساعت 02:17 ب.ظ
امتیاز: 2 0
پاسخ:
مرسى از لطف شما عزیزدل.
اکثرا محبت کردن , نتیجه اش محبت دیدنه, اما گاهى هم محبت کردن نتیجه عکس مى ده و افراد رو فرارى میده..... در مورد اقاى دوست ولى نتیجه درست داد و به راه اومد اونم کى به راه اومد!!!! اقاى دوست...
گل شمایین که من و گل میبینید
خانم دکتر متاسفانه گاهی وقتی میفهمند که دیگه دیره و هیچی مثل قبل نمیشه حالا ایشالله نازنین قدر بدونن خانم دکتر البته گاهی لیاقت هم ندارن بعضیا ، البته منظورم به نازنین نیست ایشالله که نازنین قدر میدونه و مطمانم اونم الان ناراحته از دوری شما
شنبه 12 دی 1394 ساعت 04:19 ب.ظ
امتیاز: 3 0
پاسخ:
قربون شما برم عزیزدل
از دیر شدن نگین....که من دقیقا دو روی سکه ام، همونقدر که گرم و پرمحبت همونقدر سرد و بی روح.... بقول یکی از دانشجوهام میگفت شما جمع اضدادین!!!وکینه ای اصلا نیستم به هیچ عنوان، ولی اگر سرد بشم از محبتی که به شخصی داشتم دیگه معجزه هم نمیتونه محبت اون شخص رو به دل من برگردونه.... امیدوارم دیر نشه...،
سلام بر خانم دکتر عزیز
به به چه خانم دکتر خوش مشربی ای ول دارین
میگما چه همکار جالبی داشتین دست مریزاد به شما که بالاخره این خار را گل نمودین
شنبه 12 دی 1394 ساعت 03:21 ب.ظ
امتیاز: 3 0
پاسخ:
سلام بر خانم دکتر گل
مرسی از لطف همیشگی شما عزیزدل
اره خیلی جالبه، مخصوصا چون مسئول قدیمی، اقای ن، بسیار خوشرو و محترمانه برخورد میکنن این اقای دوست بیشتر تو چشم میاد اخلاقش
خانم دکتر جان چه فایده.... اون خار اصلیه که باید گل شه که نشد.... بحای اینکه گل شه، از محبتهای بی قید و شرط من فراری شد.... انگار که محبتهای من احساس امنیتش رو گرفته بود.... البته گل بود ، ولی مثل شما گل نرگس نبود
راستی چرا عکس العمل بعضی افراد در مقابل محبت ، فراره؟! این افراد از چی میترسن واقعا ؟!
والا کاش یکی بود، ذره ای از اونهمه محبتی که به اطرافیان دارم، به خودم میداشت اونوقت فرار که نمیکردم، تازه قدر اون طرف رو هم بیشتر میدونستم بخدا....