X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

واقعیتهاى تلخ....

چقدر تلخه وقتى واقعیتهایى روشن میشه برات که اصلا توقع و انتظارش رو نداشتى.... چقدر تلخه... واقعا چرا آدمها خودشون رو پشت نقابهاى دروغین پنهان مى کنند و از خود واقعى شون فرارى ان؟ چرا خودشون رو اونطورى که هستن, با ضعفها و کاستى هاشون نمى پذیرن؟ آخه تو این دنیا به این بزرگى, کى کامل بوده؟ گل بى عیب,فقط خداست, هر آدمى, مجموعه اى از خوبى ها و بدى هاس, همه آدمها کاستى دارن.... چرا بعضى ها جاى پذیرفتن کاستى ها شون, خودشون رو پشت نقاب دروغ قایم مى کنن....؟ 

پ.ن.1 از روشن شدن این واقعیتهاى تلخ, بى نهایت خوشحال و سپاسگذارم.... کاش زودتر مى فهمیدم.....

پ.ن. 2. پشت سرت آب نمى ریزم که برگردى... آب مى ریزم تا پاک شودتمام رد پاى تو از زندگى ام....

نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: هم راز از [ ایران ]
عزیز نگفتم بد بشی و یا هر چیزی مشابه اینی که میگی.
منظورمو اشتباه متوجه شدی...
فقط امیدوارم فراموشش کنی کامل...چون خیلی بده فقط خاطره ی یه نفر توی ذهن آدم سالها بمونه....درصورتیکه خودش نباشه....
من برات ارزوی بهتری کردم اینکه یه نفر دیگه بجاش بیاد و.تمام جاخالی های قلبتو پر کنه....
چهارشنبه 16 دی 1394 ساعت 11:32 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همراز ان ارزوى قشنگت رو خوندم عزیزم, و متوجه منظورت شدم, اما منظور من هم این بود که من این شخص رو نمى تونم فراموش کنم و از قلبم بیرونش کنم چون برام جایگاه خیلى خاصى داشته و نمى تونم بدیهاش رو با بدى و دروغ جواب بدم.
البته هر دوى من و شما حق داریم منظور همدیگه رو متوجه نشیم, بهرحال مکالمه وقتى رو در رو نباشه زیاد پیش میاد که متوجه منظورها نشیم یا برداشتمون اونى نباشه که طرف مقابل تو ذهنش بوده. بهرحال خیلى از ارزوى خوبت و حرفهاى قشنگت و حضور همیشگیت در این خونه مجازى ممنونم
ههی خواهر...چی بگم ....
فقط امیدوارم اگر رفته و.نیستش برای همیشه از ذهن.و دلت بره؛ و شخصی دیگه بیاد بجاش توی دلت * که خداروبازم مثل همیشه کلی شکر کنی که چه خوب شد که اصلا اینجور شد....
چهارشنبه 16 دی 1394 ساعت 09:00 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
عزیزدلم....رفته ولی من ادمی نیستم که کسی از قلبم بیرون کنم، چه برسه کسی که یه زمانی تمام قلبم بوده....من نمیتونم با ادمها بد باشم...حتی اگر به من بدی کرده باشن.
نوشته: هم راز از [ ایران ]
کامنت قبلیمو به طور کلی گفتم.
ولی مث اینکه این پست خطاب به شخص خاصیه...
در اینصورت حق باشماست...و دونفر که برای هم خاص میشن باید خودشون باشن...
چهارشنبه 16 دی 1394 ساعت 04:49 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
بله همراز جان خطاب به شخص خاصى بود... شخصى که خیلى خیلى خاص بود...و با همه افراد زندگیم فرق داشت....
نوشته: هم راز از [ ایران ]
خب دلیلی هم نداره اون ضعف ها و کاستی ها رو هم به همه نشون بدن....
چهارشنبه 16 دی 1394 ساعت 04:46 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام بر خانم دکتر نیلگون عزیز و گل ا من خیلی عقب موندما چند تا پست نخوندم
خانم دکتر جان این پستم در دسته ی پست های نازنینی میگنجه؟ شاید مشکلی برای نازنین پیش اومده که نمیتونه بگه
نقاب که زیاده ولی خب بنظرم طولانی مدت نمیشه پشت این نقاب ها موند بالاخره یه روزی تحت شرایط خود واقعی آدما مشخص میشه
چهارشنبه 16 دی 1394 ساعت 01:35 ق.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام بروی ماه عزیزدل
اخه خانم دکتر نقاب داریم تا نقاب..... اخه دروغ به اااییییییییننننن بزرگی...... تا اییییینننن حد؟؟؟؟؟؟؟ اخه چه طور بعضیها میتونن انقدر عالی نقش بازی کنن.... این همه دروغهای بزرگ واقعا بیمارگونه ست، دیگه از دروغ کارش گذشته، پارانوییاست....
نوشته: خانم میم از [ رومانی ]
نیلگون عزیزم, همه آدمها, واکنششون به کاستى ها, معقول نیست, گاهى یک نفر با یک کاستى براحتى کنار میاد, ولى همون کاستى و مشکل, در وجود دیگرى میشه گره, میشه عقده. به نظر من ریشه اش توى عدم عزت نفس و سر خوردگیه که افراد نتونن خودشون رو اونطورى که هستن بپذیرن.
خوشحالم که بلاخره به این جا رسیدى که آب بریزى تا رد پاش از زندگیت پاک بشه . به مهربانى هاى خودت فکر کن و بدون این انرژى مثبت, این مهر و محبتى که براش نشون دادى در کائنات هست و به خودت برمى گرده.
سه‌شنبه 15 دی 1394 ساعت 06:18 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
فدات شم میم عزیزم