X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

اندر احوالات امتحان سه شنبه....

عرضم به حضور انورتون که امتحان سه شنبه ، نقد و بررسی روشهای اموزش زبان انگلیسی هست.... 32 تاپیکی که در طول ترم روشون کار کردیم، باید امتحان بدیم، که برای هر تاپیک باید 15 کتاب و مقاله میخوندیم، هر جلسه هم دو تا از دانشجوهای عزیز باید پرزنت ارائه میدادن که موضوعهای پرزنتشون غیر از این 32 تاپیک بود که الان شمردم 28 موضوع بودن.... boring crazy rabbit روز شنبه هم باید ساعت 9 تا 11 برم دانشگاه.... دیروز مدیر گروه گل و باشخصیتمون ازم خواست برای کاری برم و من هم انقدر از ایشون خوبی دیدم که واقعا دلم نیومد نه بگم...بنده خدا خیلی هم ابراز شرمندگی کردن که الان شما امتحان دارین من معذبم ولی من مثل یک خانم خیلی قاطع و زرنگ بهشون گفتم اصلا معذب نباشین  دکتر هیچ مشکلی نیست من برنامه ریزی میکنم و خودم رو میرسونم و دکتر هم  بسی کیفور و مسرور شدن از این بابت  dancing crazy rabbit (یادش بخیر نازنین دوست داشتنی من......  به این تکیه کلام "بسی مسرور شدم" من چقدر زیبا و شیرین میخندید.....مخصوصا وقتی تماس میگرفت یا میومد پیشم....بهش میگفتم بسی مسرور شدم از شنیدن صدای گرم و پرانرژیت.....با یه خنده شیرین میگفت باعث افتخار منه که با شنیدن صدای من بسی مسرور شدی....یادش بخیررررر.....boohoo crazy rabbitboohoo crazy rabbit)

بگذریم......

داشتم در مورد امتحان عزیزم میگفتم.... بله اینه اوضاع ما با این امتحان نقد وبررسی..... و جالبه که استاد گلمون از اون اساتیدیه که اسمش رعشه بر تن ها می اندازد و هرکی اسم مبارکشون رو میشنوه مثل منارجنبون شروع میکنه به ویبره از نوع رقص بندری.... و از اونجایی که عنوان نقد و بررسی هست پرفسور "م" عزیز تاکید دارن که نقد و بررسیش رو از دیدگاه خودمون و با توجه به تجربیاتی که در تدریس داشتیم بنویسیم....bored smileybored smiley حالا تو این گیر و دار امتحانها دیروز و پریروز از ساعت 8 صبح تا 7 شب اینجانب دانشگاه تشریف داشتم و امتحان گرفتم والان چیزی در حدود500-600 برگه دارن منو نگاه میکنن..... و باید تا 10 روز آینده نمره ها رو اعلام کنم.... 209 دانشجو داشتم این ترم ، امتحانشون هم سه صفحه ای بوده.... یه سری هاشم مقاله نویسی بوده و هر دانشجو دست کم دو صفحه A4  نوشته.... و باید همه اینها تا کمتر از ده روز آینده صحیح بشه که نمره ها رو بفرستم رو سایت help crazy rabbit 

علی الحساب برای امروز یه کتاب  نازنین 500 صفحه ای، یه کتاب نازنین 400 صفحه ای و یه کتاب خیلی خیلی نازنین 700 صفحه ای باید بخونم..... البته بدون احتساب مقاله های 30-40 صفحه ای که باید خونده بشه.....book smileybook smiley

ولی نکته اینجاست که من، نیلگون 32 ساله،  اصولا خیلی خیلی روم زیاده و به راحتی کم نمیارم و علیرغم اینکه  همانند آهوی کوچکی از نوع در گل مانده ام اما قوی ، با لبخند ، سرشار از انرژی و خیلی قاطع دارم میتازم ... یه همچین خانمی ام من..... کلا تا الان هیچ کسی و هیچ چیی نتونسته منو از پا دربیاره و مانع رسیدن من به اهدافم بشه stars crazy rabbit 

الانم که با اینهمه درس و کار نتونستم دوری عزیزان رو تحمل کنم و اومدم خدمتتون چند جمله ای عرض منم و برم مخصوصا بخاطر عزیزانی که با حضور همیشگیشون منو خوشحال میکنن: خانم دکتر گل نرگس عزیز، خانم دکتر غریب آشنای عزیز ، خانم دکتر میم گلم وهمراز عزیز

خب با اجازه تون من برم که اون سه کتاب زیبا و نازنین دارن به شدت منو صدا میکنن و انقدر منو نگاه کردن تا از رو رفتم   منتظر دعاهای خوب و پیامهای زیبا و سرشار از انرژیتون هستم  سی یو سووووووووون  bye smileybye smiley

نظرات (5)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: خانم میم از [ ایران ]
وای نیلگون عزیزم مردم از خنده بااون ادبیاتت دختر
قربون اون قلب پرمهرت برم من....هنوز لابلای حرفهات ، نازنین دوست داشتنیت هست.... کجاس که بخونه، که ببینه این خانم دکتر چشم ابی نیلگون ما، بعد اونهمه اب که پشت سرش ریخت، بازهم با هر حرفی ، باهر تکیه کلامی یاد این نازنینش میفته.... الحق که در این دنیا هیچ جیز، سر جای خودش نیست.....
یعنی نیلگون من دستم به این نازنین دوست داشتنی تو برسه، جشمهاش رو با انگشتهای خودم درمیارم تقدیمت می کنم....
خوب درس بخون عزیزم و مطمان باش مثل دوره فوق لیسانس با معدل الف در دانشگاه می درخشی و اساتید هم بهت افتخار می کنن.... برات از صمیم قلب ارزوی موفقیت و انرزژی مثبت بی نظیر دارم....روت از این زیاد تر خانم دکتر قاطع و مهربان
پنج‌شنبه 17 دی 1394 ساعت 10:18 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
فدات شم خانم دکتر میم عزیزم
نازنین دوست داشتنی من تا وقتی که توی قلبم هست، لابلای حرفهام هم هست....و من نمیتونم منکر این حس بشم....
هر کجا که هست براش ارزوهای خوب دارم و از خدا میخوام همیشه یاور و پشتیبانش باشه....
وای نه خانم میم، خواهش می کنم....دلت میاد اون چشمهای درشت و زیبای مشکی رو بااون نگاههای عمیق و معصوم دراری؟؟؟ دعواش نکنیا..... بخاطر من،.... بخاطر قلبم.....
چشم عزیزم، مرسی از ارزوهای قشنگت، مخصوصا اونجا که نوشتی روت از این زیادتر یاد دکتر س.ع، افتادم که همیشه میگه خدا بده برکت روی زیادت رو خانم دکتر....
نوشته: هم راز از [ ایران ]
سلام عزیزم
این کلیپ هم تقدیم به شما : (آهنگشو خیلی دوست دارم)

http://www.aparat.com/v/nHN9u/rest_my_life
پنج‌شنبه 17 دی 1394 ساعت 09:05 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
مرسی همراز عزیز
سلام بر خانم دکتر نیلگون عزیز و پر انرژی
به به کلی انرژی مثبت به آدم تزریق میکنید آدم کیفور میشه راستش من بعد از جامع یه کمی تنبل شدم البته تصمیم گرفتم بعد اون همه استرس یه کم تا عید بیشتر به سلامتیم برسم به ظاهرم و رژیم سخت لاغری و البته ورزش چیزایی که به بهونه های مختلف از زیرش در میرم، اینجا که میام با انرژی شما کلی شارژ میشم برای کارای درس و دانشگاه
عزیزم شرمنده میکنی شما که مینویسی به قول خودتون بسی مارو مسرور میکنی

چه متدهای باحالی گفتین برا درس خوندن، قبل جامع باید میپرسیدم ازتون چون من اصولا درس خوندنم بسیار مفصله و برنامه ریزی طولانی میطلبه موفق باشی خانم دکتر شما که در طول سال خوندین سه تا که سهله از پس سی تا هم برمیاین بانوی دوست داشتنیه پر انرژی و زرنگ
پنج‌شنبه 17 دی 1394 ساعت 03:20 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام بروی ماه خانم دکتر گل نرگس عزیز
وای من قربون شما برم باعث افتخار منه که میاید اینجا انرژی میگیرید، حضور نازنین شما تو این خونه مجازی هم برای من منبع ارامش و عشقه عزیز-ا- جان
قربون این همه مهر و محبت شما، شما همیشه منو با مهر بی پایانتون شرمنده می کنین
نوشته: هم راز از [ ایران ]
اوهوم ...میدونم؛ دکترا خوندن واقعا سنگینه...خدا قوت
شما اگر افتخار بدید و به کلبه ی حقیر سر بزنید (البته هر زمان وقت داشتین) با ما نیز کاملا آشنا میشوید
خب نیل جونم امیدوارم امروز روزی سرشار از آرامش و انرژی برات باشه خانوم دکتر مهربان
برای منم دعا کن اون چهل صفحه رو.تموم کنم

راستی یادم باشه با سیستم که اومدم لینک یه کلیپی رو برات بفرستم

فعلا...روز خوش
پنج‌شنبه 17 دی 1394 ساعت 01:15 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
همراز عزیز اشنایی با شما برای من افتخار بزرگیه عزیزم، چشم، فرصت کنم حتما سر می زنم.
مرسی عزیزم من هم برات ارزوی روزی عالی سرشار از انرژی مثبت دارم، انشاله اون 40 صفحه نازنین رو هم خیلی زود بخونی
تمام روزها و لحظه هات خوش عزیزم
نوشته: هم راز از [ ایران ]

سلاااااااام
اول از همه بگم "بسی مسرور شدم" اسممو کنار اسم سه خانوم دکتر مشاهده نمودم و البته در دلمان گفتیم به امید روزی که این پیشوند پنهان شده در کنار اسم ما نیز خود را نشان دهد.
اتفاقا دیروز داشتم به این فکر میکردم اگر دندانپزشکی میخوندم الانا دیگه تقریبا خانوم دکتر بودم....هعی....بگذریم....
ماشاالله وای مگه میشه اینهمه رو یه روزه خوووند؟
انگیزه گرفتم جزوه چهل صفحه ایمو همین امروز تموم کنممممم
إن شاالله همه رو امروز و فردا تموم میکنید.
تو.میییییتوووونی ؛ خودتم اینو میدووووونیییییی
پنج‌شنبه 17 دی 1394 ساعت 12:48 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام بروی ماهت. انشاله خیلی خیلی زود به جمع دکاتیر عزیز بپیوندی و از دکتر شدنت بسی مسرور شویم
الان چه مقطعی می خونی همراز جان؟ اگه دوست داشتی، با پیغام خصوصی بیشتر از خودت بگو.
چاره ای نیست همراز جان، کسی که مسئولیت خوندن مقطع دکتری رو میپذیره، و در کنارش کار کردن و خونه زندگی هم که جای خود، باید پای همه سختی ها وایسه و خیلی قوی باشه.... البته من طول ترم زیاد خوندم نذاشتم جمع شه شب امتحان، از یه سری استراتژی ها مثل اسکنینیگ و اسکیمینگ، هم برای خوندن استفاده می کنم که باعث میشه سرعتم رو افزایش بده، و چون کتابها رو خوندم می دونم کجاهاش مهمه و کجاهاش حاشیه است باید رد شد، ولی خب واقعا منکر سختیش نیستم ، سه کتاب بااین حجم در یک روز.
ای جونم اون جزوه چهل صفحه ایت
مرسی عزیزم از حضور همیشگی و پیامهای قشنگت.