X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: پنج‌شنبه 17 دی 1394 ساعت: 11:41 ق.ظ

عرضم به حضور انورتون که امتحان سه شنبه ، نقد و بررسی روشهای اموزش زبان انگلیسی هست.... 32 تاپیکی که در طول ترم روشون کار کردیم، باید امتحان بدیم، که برای هر تاپیک باید 15 کتاب و مقاله میخوندیم، هر جلسه هم دو تا از دانشجوهای عزیز باید پرزنت ارائه میدادن که موضوعهای پرزنتشون غیر از این 32 تاپیک بود که الان شمردم 28 موضوع بودن.... boring crazy rabbit روز شنبه هم باید ساعت 9 تا 11 برم دانشگاه.... دیروز مدیر گروه گل و باشخصیتمون ازم خواست برای کاری برم و من هم انقدر از ایشون خوبی دیدم که واقعا دلم نیومد نه بگم...بنده خدا خیلی هم ابراز شرمندگی کردن که الان شما امتحان دارین من معذبم ولی من مثل یک خانم خیلی قاطع و زرنگ بهشون گفتم اصلا معذب نباشین  دکتر هیچ مشکلی نیست من برنامه ریزی میکنم و خودم رو میرسونم و دکتر هم  بسی کیفور و مسرور شدن از این بابت  dancing crazy rabbit (یادش بخیر نازنین دوست داشتنی من......  به این تکیه کلام "بسی مسرور شدم" من چقدر زیبا و شیرین میخندید.....مخصوصا وقتی تماس میگرفت یا میومد پیشم....بهش میگفتم بسی مسرور شدم از شنیدن صدای گرم و پرانرژیت.....با یه خنده شیرین میگفت باعث افتخار منه که با شنیدن صدای من بسی مسرور شدی....یادش بخیررررر.....boohoo crazy rabbitboohoo crazy rabbit)

بگذریم......

داشتم در مورد امتحان عزیزم میگفتم.... بله اینه اوضاع ما با این امتحان نقد وبررسی..... و جالبه که استاد گلمون از اون اساتیدیه که اسمش رعشه بر تن ها می اندازد و هرکی اسم مبارکشون رو میشنوه مثل منارجنبون شروع میکنه به ویبره از نوع رقص بندری.... و از اونجایی که عنوان نقد و بررسی هست پرفسور "م" عزیز تاکید دارن که نقد و بررسیش رو از دیدگاه خودمون و با توجه به تجربیاتی که در تدریس داشتیم بنویسیم....bored smileybored smiley حالا تو این گیر و دار امتحانها دیروز و پریروز از ساعت 8 صبح تا 7 شب اینجانب دانشگاه تشریف داشتم و امتحان گرفتم والان چیزی در حدود500-600 برگه دارن منو نگاه میکنن..... و باید تا 10 روز آینده نمره ها رو اعلام کنم.... 209 دانشجو داشتم این ترم ، امتحانشون هم سه صفحه ای بوده.... یه سری هاشم مقاله نویسی بوده و هر دانشجو دست کم دو صفحه A4  نوشته.... و باید همه اینها تا کمتر از ده روز آینده صحیح بشه که نمره ها رو بفرستم رو سایت help crazy rabbit 

علی الحساب برای امروز یه کتاب  نازنین 500 صفحه ای، یه کتاب نازنین 400 صفحه ای و یه کتاب خیلی خیلی نازنین 700 صفحه ای باید بخونم..... البته بدون احتساب مقاله های 30-40 صفحه ای که باید خونده بشه.....book smileybook smiley

ولی نکته اینجاست که من، نیلگون 32 ساله،  اصولا خیلی خیلی روم زیاده و به راحتی کم نمیارم و علیرغم اینکه  همانند آهوی کوچکی از نوع در گل مانده ام اما قوی ، با لبخند ، سرشار از انرژی و خیلی قاطع دارم میتازم ... یه همچین خانمی ام من..... کلا تا الان هیچ کسی و هیچ چیی نتونسته منو از پا دربیاره و مانع رسیدن من به اهدافم بشه stars crazy rabbit 

الانم که با اینهمه درس و کار نتونستم دوری عزیزان رو تحمل کنم و اومدم خدمتتون چند جمله ای عرض منم و برم مخصوصا بخاطر عزیزانی که با حضور همیشگیشون منو خوشحال میکنن: خانم دکتر گل نرگس عزیز، خانم دکتر غریب آشنای عزیز ، خانم دکتر میم گلم وهمراز عزیز

خب با اجازه تون من برم که اون سه کتاب زیبا و نازنین دارن به شدت منو صدا میکنن و انقدر منو نگاه کردن تا از رو رفتم   منتظر دعاهای خوب و پیامهای زیبا و سرشار از انرژیتون هستم  سی یو سووووووووون  bye smileybye smiley