X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: شنبه 19 دی 1394 ساعت: 12:45 ق.ظ

سلام به دوستان عزیز bouquet smiley

نیمه شبی دیگر ، نیلگونی خسته و فنجون قهوه coffee 3 smiley و 19 مقاله باقی مونده از یک قسمت امتحان سه شنبه boring crazy rabbitboring crazy rabbit  دوباره سکوت و آرامش شب و بیداری این حقیر در راه کسب علم و دانش و رشته نفس گیری بنام applied linguistics .......clap smileyاز رو که نمیرم ..... کلا روم زیاده  الان که خدمتتون هستم از شدت خستگی و خواب آلودگی دارم به خودم ناسزای لایت و دارک میگم ولی باز وقتی چشمم به مقاله ها و کتابهام میفته جون تازه میگیرم و به خودم میگم آفرین برمن که با وجود تمام مشکلات از پا ننشستم و مداومت کردم و بلاخره به اون چیزی که خواستم رسیدم cheerleader 2 smileyو هی برای خودم هورا میکشم و دست میزنم و هی خودم رو لوس میکنم  

با اجازه عزیزانی که شما نازنینان باشین هنوز برگه های بچه ها رو صحیح نکردم! و اصلا برنامه ای هم برای تصحیحشون ندارم یعنی یه همچین استاد عشقی هستم من

فردا هم باید برم دانشگاه ، کلی تاپیک هم باید برای امشب کاور کنم که وقتم یکم ازاد تر باشه فردا از دانشگاه برگشتم یه مرحله دیگه از کارهای پژوهشی رو باید برای استاد عزیز و ارجمندم آماده کنم و بفرستم ، مهلتش هم تا فردا شب می باشد.....الانم زدم به سیم آخر و دارم ترانه های جنوبی گوش میدم patpat dance crazy rabbit دلم هم برای مادر خانمی چشم عسلیم یه ذره شده..... از تیر ماه ندیدمش .......boohoo crazy rabbitboohoo crazy rabbitboohoo crazy rabbitboohoo crazy rabbit خیلی دلتنگم..... دلم آغوش بی دغدغه می خواد........boohoo crazy rabbitboohoo crazy rabbit همش سعی میکنم با گوش جان سپردن به ترانه های جنوبی یه ذره از دلتنگیم رو کم کنم و مثلا الکی خودم رو گول بزنم که الان نشستم لب کارون.......بقول خانم میم لب کارون چه گلبارون..... happy dancing crazy rabbithappy dancing crazy rabbit 

در حال حاضر نیمکره راست که مرکز کنترل احساسات و عواطفه داره میگه نیلگون جان خسته ای برو بخواب فردا باید بری دانشگاه با این خستگی نری، و نیمکره چپ که مرکز کنترل منطق میگه اینهمه درس نخونده رو کی میخوای بخونی؟ فردا که تا ظهر دانشگاهی، عصر هم کارهای پژوهشی، کی میخوای باقی تاپیکهای مونده رو بخونی؟ و اینگونه است که دو نیمکره دارن با هم جدل میکنن تا ببینیم کدومشون برنده میشه 

علی الحساب بریم یکی دو تاپیک بخونیم و بگذاریم این دو نیمکره نازنین ما به جنگ و جدلشون ادامه بدن

پ.ن.1. دلم قلیه ماهی جنوب میخواد...........

پ.ن.2. از اسم "شقایق" متنفرم..........calm down crazy rabbitcalm down crazy rabbitcalm down crazy rabbit