X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: یکشنبه 20 دی 1394 ساعت: 10:56 ق.ظ

سلام بر عزیزان دل

ساعت 11 روز یکشنبه....صدای نیلگون را میشنوید در جوار مقاله ها ، کتابها و تئوریستهای نازنین boring crazy rabbit

16 تاپیک نخونده دارم هنوز..... که باید هر طور شده تا آخر امشب کاور بشن که فردا بتونم مرور کنم .... آخه اصلا نمیشه بدون مرور مطالب رفت سر جلسه امتحان.... حجم مطالب زیاد و فرار.....

پ.ن.1. از دوستان عزیز التماس دعای فراوان دارم....

پ.ن.2. یا دستگیر بی دست......

پ.ن.3. الان زنگ زدم کتابفروشی یه کتاب سفارش دادم که با پیک بفرستن دم در خونه..... تازه باید شروع کنم اونم بخونم....700 صفحه است....boohoo crazy rabbit

پ.ن.4. صبح در آخرین لحظات در دقیقه 90 باقی مونده شهریه این ترمم رو ریختم به حساب دانشگاه.....big smile2 smileybig smile2 smiley نمیدونم چرا زورم میومد زودتر بریزم!!!! یکی نبود بگه بلاخره که چی ....بلاخره که باید میریختی به حساب big smile2 smiley 

من برم که حسابی وقتم تنگه..... ولی چون تحمل دوری شما عزیزان رو نداشتم اومدم چند خطی بنویسم و برم.

پ.ن. آخر..... خدایا تو همیشه به من قدرت و توان ایستادگی و پشتکار دادی.....این بار هم مثل دفعه های پیش.....چشم امیدم فقط و فقط به توئه.....ای قادر مطلق

دو دقیقه بعد نوشت: دوستان من اینجا چون از روزمرگیهای خودم مینویسم کم پیش میاد از همسرم بنویسم و برای آشنایی بیشتر عزیزان تازه وارد به این خونه مجازی اعلام میدارم که من 8 ساله مزدوجم و فرزندی هم ندارم اصلا هم به فکر نینی نیستم و نخواهم بود و به روی مبارک نمیارم این قضیه رو چون از نظر من اصلا یک "باید" نیست .....روم زیاده دیگه چه کنم big smile2 smiley