X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: جمعه 25 دی 1394 ساعت: 11:13 ب.ظ

کمتر از 12 ساعت دیگه به امتحان دومم مونده.... فعلا که گیج و گم تشریف دارم بین تئوریها و نظریه ها....

احساس می کنم هیچی یادم نیست و تمام تئوریست ها و نظریه پردازان از جمله جناب پروفسور چامسکی، سرکار خانم لاست، اقای سیلکر ، اقای لنبرگ و..... دارن در نیمکره چپ مبارکم بر سر تئوریهاشون باهم نزاع میفرمایند.... 

و من بینشون موندم گیج و گم که چه کنم و حق به دست کدومشونه .....؟ bored smileybored smiley

پ.ن. 1 یا عباس بن علی....یا کاشف الکرب عن وجه الحسین، اکشف کربی بحق اخیک الحسین.....

پ.ن.2 دوستان دعایم کنین....

پ.ن.3 امتحان فردا، از امتحان قبلی، به غایت سخت تر و جان فرسا تر می باشد....

پ.ن. 4 همرازی....؟ کجایی مادر؟ کجایی دخترم؟ نبودی امروز....امتحانهات چطور شد؟ خوب بود؟ دلتنگتم....زود بیا پیشم...