X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

نیلگون در استانه اخرین امتحان....

ساعت 2:8 نیمه شب....اینجا عصر پاییزی، صدای نیلگون 32 ساله در استانه اخرین امتحان....

عرضم به خدمت عزیزان که ما ، یعنی من و *میم، گل زندگیم* ، همچنان ، همانند دو شیرزن در سنگر ادبیات انگلستان و جان دان و شکسپیر و.... در حال تلاش و کوششیم.... بعضی جاها هم بر سر تفسیر شعرها یا روش های تدریس شعر بین علما اختلاف میفته و نزاع کوچکی از خودمان در وکنیم.... و بعد از اونجا که تحمل اخم و ناراحتی هم رو نداریم، دو دقیقه بعد به این حالت و سپس به این حالت از خودمان عشق ساطع می نماییممم.... تا سر شب هر وقت به نزاع برمیخوردیم به دکتر *ع* پناه می اوردیم و ایشون با راهنماییشون بین مون صلح برقرار می کردن  ولی رفته رفته از ساعت 10:30 به بعد دیگه خجالت کشیدیم به دکتر زنگ بزنیم و مجبور شدیم هرطور شده خودمون اختلاف نظرهای علمی مون رو با نثار صلواتی بر روح شکسپیر و جمیع رفتگان ادب انگلیس، برطرف کنیم ، باشد که رستگار شویم.... امشب روح رفتگان و ادبای انگلستان نیان سراغمون صلوات... 

بله دوستان فعلا که اوضاع ما در استانه اخرین امتحان اینگونه است.... البته ماگهای نازنین قهوه هم از حمایت همیشگیشون برخوردارمون می کنن....coffee bath smileycoffee 3 smiley 

پ.ن.1 خداییش شب بیداری برای کسب علم، عالم زیبایی دارد.....

پ،ن. 2 خدایا.....میشه لطفا این اخریشم یه نگاه خیر بندازی،.....؟

پ،ن،3 امشب تلاشم این بود به عزیزی که برای انجام کاری بگفته خودش رو من حساب باز کرده، ثابت کنم که کنارش هستم و پشتش رو خالی نکردم. امیدوارم موفق شده باشم... طفلک من انقدر خوشحال شده بود همش مسیج میفرستاد: اخ جووووووون بایه استیکره خنده عمیق....

جالب بود برام که این شخص چرا حتی یک درصد هم شک کرده بود به اینکه ممکنه به حرفم عمل نکنم. البته خب  background knowledge تاثیر به سزایی در احساساتمون داره، شاید بخاطر اون بک گراندی که از حرفهای چند وقت پیشمون رد و بدل شده این شک به دلش افتاده ولی خب همون لحظه هم بهش گفته بودم من نه ادم لج هستم نه کینه، که البته امشب بهش ثابت کردم و سعی کردم بهش اطمینان بدم. دوستش دارم خب.....

پ.ن. 4 یا قمر بنی هاشم....یا دستگیر بی دست....همون حرف همیشگی.....

پ،ن.5 *عباس* اقامه......

پ.ن.6 باشه عزیزم، باشه....هر طور تو بخوای، هر طور که ایده ال تو باشه، شادی و رضایت تو، شادی و رضایت منه،...تو فقط بدون که چقدر دوستت دارم....همین.... و دیگر هیچ....!

نظرات (11)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: z از [ ایران ]
دیدی؟؟؟؟دیدی گفتم کامنتمو تایید نکردی بعد میگی کدوم کامنت! یکیش همین لینک اهنگ بود :|
چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 05:14 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
اخم واسه من نکن میزنمت میندازمت تو گونی
اونو تو دوره امتحانها بود حال دان کردن نداشتم که تایید نکردم
نوشته: z از [ ایران ]
نیل آهنگ از چاووشی برات لینکشو گذاشتم دانلود نکردی؟
چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 12:52 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
نه فرصت نکردم دانلود کنم
نوشته: z از [ ایران ]
نیل برگه هات تموم شدن؟
امتحاناتم که تموم.
بیا بریم بیرون صفا سیتی یکم روحیه مون عوض بشه...
بیا بریم کوه
کدوم کوه
همون کوهی که عقاب تاب داره
ای وله
بچه صیاد به پایش دام داره
ای وله
چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 12:34 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
برگه هام خیلی وقته تموم شد، نمره ها رو وارد سایت کردم، به اعتراض دانشجوها رسیدگی کردم، البته هیچکدوم وارددنبودن و ما بسی کیفور گشتیم نمره ها رو قفل کردم....
بریم بریم
نوشته: z از [ ایران ]
ایییییییییییششششششششش
یه لحظه به یه آی پی قبلم نگاه کنی دیگه زمانی میبره؟
بمن چه..بمن چه...نازنین بد

خودت لوسی
چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 12:28 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
زمان نمیبره، فکر که مشغول باشه حوصله این ریزه کاری ها رو نداری
به تو این چه من حوصله لوسی ندارم همشم تقصیر نازنینمه چشاشو درمیارم
من که خیلی خیلی خیلی لوسم
نوشته: z از [ ایران ]
خب از روی آی پی
تازشم قبلا بهت گفته بودم بعدا با این اسم کامنت میزارم پیغامای اون شبی که میحرفیدیم رو ببین!
نوموخام بیام بــَگــَلــِت ! بات قهلم
چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 12:19 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
من اخه انقدر سرم شلوغه وقت دارم بشینم ای پی چک کنم؟! یا ای دی چک کنم و یادم بمونه؟!
تو اخه لوسی، خیلی هم لوسی که با من قهری، من اصلا نمی تونم بفهممت، نه ناراحتیت رو نه قهرت رو
حوصله قهر و لوس بازیم ندارم اصلا انقدر که نازنینم تو این یک ماه ازم انرژی کشیده ، دیگه نای این چیزها رو ندارم، میرم خانم دکتر گل نرگس و خانمد دکتر غریب اشنا رو بغل می گیرم تا تو حسودیت شه
نوشته: z از [ ایران ]
نه.. ینی در کل با این کامنتم میشه شش تا کامنت ..دو تااااش نیست
نیل؟من دوست عزیز نیستماااااااااااااااااااااااااااااااا
چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 11:27 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والا من تمام کامنتها رو تایید کردم.
همراز....؟!
خب من از کجا بدونم؟ نوشتی زی، ایمیل ادرس هم نمی نویسی که بدونم تویی باید علم غیب داشته باشم ایا؟؟؟؟
وای...... خیلی خوشحالم برگشتی.....بدو بیا بغلم.....
نوشته: z از [ ایران ]
سلام خوبین؟
خدا قوت..
راستی من دو تا کامنت دیگه اینجا گذاشته بودم...نیستن
چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 10:56 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست عزیز خوبین؟ مرسی سلامت باشین
من تمام کامنتها رو تایید کردم، و خودم هم که صفحه اصلی وبلاگ رو باز می کنم تمام کامنتها رو میبینم. حالا اینکه شما نمیبینین، نمیدونم علتش چیه.
خدا قوت دکتر نیلگون دوست داشتنی
ایشالله نمره ها عالی میشه ، شب بیداریه امتحان هم که حال و هوای خاص خودشو داره، و اینکه چطور میشه تو اون حال و هوا پست بذاری این دیگه از خصوصیات سلسله ی نیلگونیانه از من که برنیومده تا حالا دکتر جان استیکرات خیلی بانمکن مخصوصا اون ارواح رفتگان، وای من شکسپیر خیلی دوس میدارم، اولین داستان های عاشقانه ای که خوندم از یه کتاب مجموعه داستان بود که همشون مال شکسپیر بودن مامانم بهم هدیه داده بود تو اون حال و هوای اوایل نوجوونی خیلی بهم چسبید، رام کردن زن سرکشو هملت و رومئو و ژولیت ...البته مامانم اگه میدونستن محتواش چیه اصلا برام نمیخریدن به به خوشبحال مخاطب پ .ن آخری
سه‌شنبه 29 دی 1394 ساعت 08:04 ب.ظ
امتیاز: 2 0
پاسخ:
سلامت باشین خانم دکتر عزیزدل گل نرگسم
مرسی عزیزدلم انشاله خیلی خیلی دعام کنین.
ای جونم بشین شما که خیلی گلین
وای ما انقدر این ترم شکسپیر خوندیم اسمش رو میشنوم حالم بد میشه اخه ما هم تخصص اصلیمون ادبیات انگلیسی نیست، اموزش زبانه، و خیلی برامون ازار دهنده بود ولی خب از اونجایی که استاد بی نهایت نازنینی داشتیم که چشمهاشم ابی بود و ما من هم ست بود کلاسش برای من خیلی به یاد موندنی شد اتفاقا بعد از امتحان باهاشون صحبت کردم بعد ایشون هی به من می گفتن دخترکم و هی ما مسرور گشتیم...اخر صحبتهاشونم گفتن تو خیلی مهربانی اینو میدونستی؟! من کدوم کلاس برم تدریس کنم و کدوم دانشجو رو غیر از تو داشته باشم که اینقدر مهربانانه و با احترام منو نگاه کنه.... و هی ما مسرور تر گشتیم
مخاطب پ.ن، اخری خیلی خیلی عزیزدل منه، مثل شما که خیلی خیلی عزیزدل من هستین و من دوست می دارمتون و احساس می کنم هر دعایی شما کنید برای من، حتما براورده میشه اینه که لطفا خیلی دعام کنین
نوشته: z از [ ایران ]
?Hi..how was the exam
سه‌شنبه 29 دی 1394 ساعت 07:08 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام امتحان دو قسمت بود، قسمت اولش رو اصلا راضی راضی نبودم، قسمت دوش عالی بود، حالا نتیجه دیگه دست خداست......
نوشته: غریب آشنا از [ ایران ]
الان شاید سرجلسه امتحان باشی دعاهای ما نثار قلمت که ایشالا این بار ده صفحه بنویسی
سه‌شنبه 29 دی 1394 ساعت 10:45 ق.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
عزیزدلى شما خانم دکتر جونم. بله اون وقتى که کامنت گذاشتین سر جلسه بودم, مرسى از دعاهاتون, حالا دیگه لطفا دعاهاتون نثار نمره هام باشد که رستگار شویم....
نوشته: z از [ ایران ]
Don't give up hope at your worst times, because the darkest clouds grant the most beautiful rain!

سه‌شنبه 29 دی 1394 ساعت 04:30 ق.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
Sure