X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت: 09:12 ق.ظ

سلام به نازنینان و عزیزان دل

عرضم به حضورتون که مثلا مثلا داریم تعطیلات بین ترم میگذرونیم از 29 دی که امتحاناتمون تموم شد که بی وقفه پشت سیستم نشستیمcomputer man smiley  پروژه نوشتیم برای پروفسور "م" عزیز که چهارم تحویل دادیم از روزی هم که پروژه هاشون رو تحویل دادیم به دنبال سمینار و موضوع رساله ایم  و در کنارش کار دکتر "خ".....book smiley بعد مثلا خیر سرمون خوشحالیم که تعطیلی بین دو ترم داریم مثلا مثلا bored smiley از شنبه هم که کلاسها شروع میشه ..... شنبه و یکشنبه کلاسهای خودم در دانشگاه (.........) و سه شنبه و چهارشنبه تمام وقت از 8 صبح تا 7 عصر و پنجشنبه از ساعت 1 تا 5 عصر تدریس دارم در دانشگاه (........) بعد اونوقت فقط یک روزه دوشنبه و یک روزه جمعه میمونه برای اووونهمه درس ، و پروژه و سمینار و موضوع رساله و 9 واحد درسی که این ترم دارم...... که دست بر قضا 5  واحدش با دکتر "م" هست...... همون استاد عزیزی که وقتی حتی اسمشون رو میشنویم مثل منارجنبون شروع میکنیم به لرزیدن  یه درس سه واحدی باهاشون داریم "نظریه ها و تئوریهای یادگیری زبان دوم" و دو واحد سمینار.......روزهای شنبه کلهم از صبح تا عصر بااین نازنین  سخت گیر کلاس داریم....... اون درس سه واحدی هم که باهاشون داریم سخت ترین درس دوره دکتراست از اون درسهاییه که هرکی گذرونده و الان اسمش رو میشنوه مثل جودی آبوت گیسهاش سیخ میشه fainting smiley خلاصه اینکه انشاله خدا به خیر بگذرونه که اینطور که ظواهر امر نشون میده ترم سنگینی پیش رو داریم...... توکلت علی الله که بتونیم این ترم سنگین رو به شادی و شادمانی پشت سر بگذاریم و یه هو وسط ترم کم نیاریم....

جلسه آخر ترم به دکتر "میم" گفتیم خیلی ترم سنگینی داشتیم دکتر گفتن that was your honey moon..... و ما تازه فهمیدیم چه به روز و روزگارمون اومده  وقتی اون ترم سنگین و سختی که پشت سر گذاشتیم هانی موون بود دیگه قراره ترمهای پیش  رو چه به روزمون بیارن خدا  داند.....cuckoo smiley کوتاه سخن اینکه تا میتونین نیلگون رو دعا کنین با این رشته و دانشگاهی که توش گیر افتادیم.... یه روز با یکی از همکارام صحبت میکردم و درباره رشته ام براش توضیح میدادم خیلی مشتاق بود بدونه ما در رشته اموزش زبان در مقطع دکتری چی میخونیم ، چند جمله اول رو که گفتم در حد توصیف کورسهای هر ترم و اینکه تو اون کورسها چه سر فصلهایی میخونیم و چه پروژه هایی انجام میدیم بنده خدا گیسهاش سیخ شد گفت وای وای خانم دکتر توروخدا دیگه نگو دارم سکته میکنم فقط میتونم بگم خدا صبر و توان بهتون بده......consoling smiley بله.... ما در این رشته نازنین از روانشناسی و جامعه شناسی گرفته تا آمار و آزمون سازی و روش تحقیق ، تا ادبیات و شعر  ، تا تهیه تدوین مطالب درسی و طرح درس ، تا روش تدریس و یادگیری زبان اول و دوم میخونیم bored smiley خودم از گفتنش سرگیجه گرفتم  black eye1 smiley و همینه که با اساتید تمام رشته ها حرف برای گفت داریم ! چند وقت پیش پرزنت داشتم از یکی از استادهای روانشناسی یه دونه رفرنس گرفتم! با اساتید آمار و سنجش  هم که کلا لینکیم بخاطر درس آزمون سازی زبان و روش تحقیق   ولی خب خوبیش اینه که دیدگاهای چند جانبه به هر مساله پیدا میکنیم و با همه اقشار و تحصیلکرده های رشته های مختلف حرف برای گفتن داریم. یه روز یکی از اساتید گفت شما چه رشته ای خوندی که با همه اساتید بده بستون علمی داری  بله دیگه ..... ما اینیم .....بعله..... باشد  که در این راه ، در این آش شله قلمکار رستگار شویم angel3 smiley با تمام اینها ، عاااشق بیقرار رشته عزیزم هستم و با تمامه جان دوست میدارمش و اگر صد هزار مرتبه دیگه دنیا بیام و زندگی از سر بگیرم باز هم همین رشته رو خواهم خوند و پای همه چیزش خواهم ایستاد bunny smiley بقول دکتر "ع" میگفت خانم "ن" درس نمیخونه ، درس میخوره ! همچین با عشق این کتابها و مقاله ها رو میخونه انگار در لذت بخش ترین کار دنیا غرقه......smooth crazy rabbit

خب بریم سراغ سوتی که دیروز دادم! عزیزانی که منو از نزدیک میشناسن میدونن که چه سابقه طولانی در اشتباه فرستادن و سوتی های مسیجی دارم.... دیروز نازنینم انتخاب واحد داشت ، یوزر پس وردش دچار مشکل شده بود و نمیتونست وارد سایت بشه همین موقع ها بود خواستم بهش مسیج بدم ببینم اگر مشکلش حل نشده تا زنگ بزنم به آقای "ش" مسئول سایت دانشگاه تا مشکلش رو حل کنم. از طرفی نازنینم با دکتر "ع" که الان ذکر خیرشون بود هم فامیلن و در نتیجه توی لیست کانتکتهام اسمشون دنبال همه. دست بر قضا که وقتی قراره آدم دسته گل آب بده و آبروریزی کنه همه چیر دست به دست هم بده شیطنت من اون لحظه گل کرده بود واین متن رو در صفحه مسیح گوشیم نوشتم:

رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی من ، تو بی من کجایی؟ همه جا رو گشتم کجایی رفیقم بیا ببینم انتخاب واحد چی شد.....

حالا دست بردار هم نبودم هی مینوشتم رفیقم کجایی تو بی من کجایی دقیقا کجایی..... و خیلی شیک و آراسته و مجلسی مسیج رو به خیال خودم فرستادم برای نازنینم....... حدود سه چهار دقیقه بعد صدای مسیج گوشیم درومد....بدو بدو رفتم سراغ گوشیم و همینکه مسیج رو باز کردم احساس کردم تمام 8 واحد ساختمون رو کوبیدن در نیمکره راستم ....boring crazy rabbit دکتر "ع" بود.... نوشته بود سلام خانم "ن" عزیز من الان دقیقا در دانشگاه (.......) هستم در دفتر گروه، مشغول رتق و فتق امور انتخاب واحد بچه هام تا ساعت 12 فکر کنم کارم تموم شه. ببخشید که دنبالم گشتی در دسترس نبودم این روزها خیلی سرم شلوغه بخاطر انتخاب واحد بچه ها ..... باهات تماس میگیرم take a good care

تا دو سه دقیقه همینطوری هنگ به گوشی نگاه میکردم و اصلا هیچ کاری نمیتونستم کنم.....قیافه منو اون لحظه تصور کنین که چه حالی داشتم.... بعد از چند دقیقه که از حالت منگی و هنگی درومدم به دکتر مسیج دادم نوشتم خدا قوت دکتر جان ، با عرض شرمندگی و عذر خواهی بی نهایت مسیج رو اشتباه فرستاده بودم میخواستم برای نازنینم بفرستم که هم فامیل شماست...... وای داشتم از خجالت اب میشدم   هیچی دیگه از خیر مسیج دادن گذشتم و به نازنین زنگ زدم black eye1 smiley 

دیروز صیح اول وقت یکی از دانشجوهای خیلی عزیزی که ترم مهر پارسال با من کلاس داشت پیام داد که استاد بلاخره بعد از دو ترم افتخار دوباره شاگردی شما رو پیدا کردم و تونستم درسم رو سه شنبه ساعت 5 تا 7 با شما بردارم.....و ما نیز بسی مسرور گشتیم ..... یکی دیگه شون هم پیام داد افتخار دارم برای سومین ترم متوالی درسم رو با استاد عزیز وخیلی خیلی با شخصیتم بردارم .... و این بار ما نه تنها مسرور که کیفور گشتیم  و چند دقیقه بعدش هم با مدیر گروه عزیز و نازنینمون صحبت کردم که گفتن برنامه تون رو کامل کردم و بستم انشاله سه شنبه میبینمتون و این بار ما از شدت کیفور و مسرور گشتگی به حالت مرگ رسیده بودیم که همکلاسی های عزیز تلگرام دادن که دکتر "ب" نمره داده و ما وارد سایت گشته و یک عدد 17 خیلی خوشکل جلوی اسممان  دیدیم و دست بر قضا بعد از چند دقیقه متوجه گشتیم که بالاترین نمره کلاس را ما آورده ایم و دیگر داشتیم از شدت مسرور گشتگی و کیفور شدگی جان به لب میشدیم happy dancing crazy rabbit

بله .....اینم از نیلگون در این روزها با سوتی های فراوانش ؛ با دانشجوهای عزیزش ؛ و پروژه های بی پایانش ...... خب دیگه ما بریم به ادامه پروژه هامون برسیم .... تا پست بعدی که باز سرتون رو درد بیارم فعلا بااااااااااای bye smiley

بعد نوشت : به ترانه "کجایی" از محسن چاوشی سینا سرلک که سوتی مسیجی بنده ریشه در این ترانه زیبا داشت دعوتتون میکنم