X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: جمعه 27 فروردین 1395 ساعت: 05:01 ب.ظ

سلام به عزیزان دل و نازنینان خوبم

چقدر دلم میخواست یه دونه از اون پستهای بلند بالا رو بنویسم، ولی حیف که سندروم تاندونیت دستم به شدت دوباره عود کرده و زیاد نمیتونم تایپ کنم. خیلی دوست داشتم میتونستم از برنامه های این روزهام بنویسم و باهاتون حرف بزنم چون هم ذهنم ازاد میشه و منظم تر همه چیزم پیش میره ، هم اینکه حرف زدن با شما عزیزان واقعا لذت بخشه. انشاله زودتر خوب شم میام پستهای چندصد کیلومتری مینویسم...!

پ.ن. هوای تاریک و ابری و صدای رعد و برق های پشت سر هم و قطره های بی امان باران بهاری هر از گاهی از دنیای تئوریها و نظریه های یادگیری زبان دوم ، منو به سمت پنجره میکشونه....چه هوایی....کاش اینهمه درس و پروژه نداشتم میرفتم بیرون....