X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: جمعه 24 اردیبهشت 1395 ساعت: 08:09 ق.ظ

سلامی دوباره بر عزیزان دلم balloons smileyclay 2 smiley

خیلی وقته اینجا نیومدم چون سوتی جدیدی برای تعریف کردن نداشتم البته خوشبختانه سوتی رخ نداده big smile2 smiley

عارضم به حضور عزیزان دلم که این روزهای آخر ترم رو سخت مشغولم هفته گذشته امتحان میان ترم گرفتم از دانشجوهام که هنوز نمره هاشون رو اعلام نکردم چون برگه هاشون رو صحیح نکردم.... پروژه های خودم هم مونده که باید انجام بشه که شامل 3 مقاله برای یک درس که یکیش رو انجام دادم، دومی رو کلید زدم و حدود  سه صفحه ازش نوشتم و سومی رو هنوز نمیدونم چی هست! boring crazy rabbit

برای یک درس دیگه هم باز یه مقاله دیگه باید بنویسیم و یک ارائه هم براش داریم که دست بر قضا چون فامیل من در لیست اخرین نفره بخاطر (ن) بودنش ارائه من افتاده جلسه اخر ترم......یعنی دقیقا چسبیده به امتحانات فاینالم....و برای درس سمینار هم باید پروپوزال بنویسیم که قسمت introduction, statement of the problem , significance of the study رو نوشتم و بقیش مونده......یک عاااااااااالمه هم درسهای نخونده و روی هم تلنبار شده دارم که نمیدونم کی باید بخونم. یک درس نازنین هم داریم که به زور در انتخاب واحدمان چپاندند و خیلی هم زور داشت جون همین درس رو در دوره فوق لیسانس با نمره 19/5 پاس کرده بودم و هرچه بر سر زده و خود را به در و دیوار زدیم فایده نداشت kill crazy rabbitno no crazy rabbitو گفتند که حتما باید بگذرانید چون بخشنامه سازمان مرکزی است و این حرفها...... و اون درس عزیز رو با استاد نازننیش که از دوره لیسانس استادم بودند تا الان تا الان اصلا نخوندیم ! چون با استاد صحبت کردیم گفتن چون شما پی اچ دی کندیدیت هستین و میدونم الان چقدر سرتون شلوغه اجازه میدم نیاید سر کلاس و سر کلاس نرفتن همان و حتی ایمیل استادحاوی ای بوک های سورس امتحان را باز نکردن همان.....حالا شب امتحان چطوری میخوایم بخونیم و نمره بیاریم الله اعلم مگر اینکه دانش عمیقمان از دوره فوق لیسانس همچنان عمیق مانده باشد و نمره 19/5 چهار پنج سال پیش بتواند به دادمان برسد تا این بار نیز این درس را با  سربلندی بگذرانیم و در محضر استاد قدیمی مان سرافکنده و شرمنده نشویمbored smiley......الهی مددی.....

از دانشگاه محل کارم هم بخوام بگم اینکه خدا رو شکر همه چیز روی رواله و خوب پیش میره و مدیر گروه عزیزو نازنین و با شخصیتمان در دیداری که هفته گذشته باهاشون داشتم گفتن که برای ترم تابستون برنامه ریزی کردن و من کلاس خواهم داشت که باعث بسی مسرور گردیم taichi crazy rabbitو بعد گفتن که شما بین 31 استاد دیگه گروه زبان برای ما در اولویت اول هستین و حرف اول رو میزنین چون ما از شما بی نهایت راضی هستیم و برای هیچ استادی از طرف دانشجوها به اندازه شما درخواست نداریم که بخوان بخاطر اخلاق خوب، مهربانی و علم شما دوباره ترم بعد با شما باشن و باز ما بسی مسرور تر گشتیم و این بار کیفور نیز گشتیمpatpat dance crazy rabbit  و از این عزیز بی نظیر، تشکر نموده و به خدمتشان عرض کردیم که باعث افتخار نیلگون است که مورد تایید شخص محترم و کاردانی چون شما باشد و ایشان نیز مسرور گشتن.bunny smiley

یه اخباری هم بطور بسیارمحرمانه مبنی بر اینکه برای مدیریت گروه از ترم بعد من یکی از کاندیداشون هستم شنیدم که بسی مسرورتر گشتم و هربار که فکر میکنم قندها و کله قندها در دلم اب میشود انشاله که این اتفاق بیفتد و ما رستگار شویم و در هفته گذشته در دیدارمان با مدیر گروه فعلی عزیزمان سوالاتی بس مشکوک از برنامه درسی ترم بعدم پرسیدند که شما ترم بعد چند واحد خواهید داشت و چه روزهایی در دانشگاه محل تحصیل تان هستیدو سوالاتی از این دست که باعث شد ما بیشتر مسرور و کیفور گردیم و چون روز تولد مولایمان عباس (ع) بود cheerleader 2 smileyکه خیلی به ایشان ارادت داریم نذر کردیم که انشاله این اتفاق خجسته بیفتد و ما مدیر گروه شویم و سال اینده در روز تولد آقام عباس آش رشته ای از خودمان در وکنیمbunny smiley انشاله.

و یک تجربه بس شیرین هم در این هفته کسب نمودیم وآن هم این بود که تاثیر بهارنارنج بر مزاج عزیزمان همانند قهوه تلخ میباشد و به شدت سرحالمان کرده و خواب را از چشمان مبارک مان می زداید و ما از این کشف به شدت مسرور گشتیم coffee bath smiley

و دو خاطره خوش این هفته هم یکی صحبت با خانم دکتر عزیز و نازنینی بود درباره خودشناسی و این مباحث که باعث شد دو تکنینک غلبه بر ترس و اضطراب  یاد بگیرم dance veild smiley

و یکی دیگر دیدار با نازنینی بود از دانشجویان خیلی ماه که در همین وبلاگ هم در پست های مهرماه ذکر خیرش بوده، که دلم برایش به شدت تنگ شده بود و یک روز که در کلاس درس سخت مشغول تدریس بودیم غافلگیرمان کرده تماس گرفت و گفت کجایین استاد و ما نیز گفتیم و این عزیز دوست داشتنی مان که بس به جوجه اردکی طلایی شبیه است در پاسخ گفت میرسم خدمتتان و بسیار بسیار کیفورمان گردانید تا حدی بی نهایت و البته در این دیدار فهمیدیم که این عزیز دل مقدار زیادی over weight گردیده است تا حدی که در نشستن مشکل پیدا کرده و کمربندش به شدت اذیتش میکرد و هی جابجا میشد بر روی صندلیش و بسی به او لبخند یا به عبارتی خنده های شیطانی زدیم بابت این اوور ویت گشتنش big smile2 smileyو صد البته که با ست زغالی اش به نیمه ماه شبیه شده بود و صد البته تر که نه نیم ماه، بلکه قرص گرد ماه ....big smile2 smileyماه کامل big smile2 smiley

و این هم شرح حال نیلگون در این هفته های پایانی آخر ترم...... تا شرح حال بعدی یا سوتی بعدی big smile2 smiley خدا نگهدار .....birth day candle smiley