X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: شنبه 19 تیر 1395 ساعت: 08:42 ب.ظ

آمدم ای شاه ، پناهم بده خط امانی ز گناهم بده 

 ای حَرمَت ملجأ در ماندگان دور مران از درو، راهم بده

ای گل بی خار گلستان عشق قرب مکانی چو گیاهم بده 

 لایق وصل تو که من نیستم اِذن به یک لحظه نگاهم بده ......

پ.ن.1. حال دلم بعد ده سال که آقام امام رضا رفتنم رو امضا زدن ، قابل وصف نیست....

پ.ن.2. عیدی امسالم بی نظیر بود......خدا جونم شکرت......امام رضا جونم  ، آقای مهربانی ها شکرت ....

پ.ن.3. همه عزیزان این خانه مجازی رو بسیار دعا کردم مخصوصا خانم دکتر گل نرگس جونم که میدونم خیلی به اما مهربانی ها ارادت دارن وهمیشه آقام رو خطاب میکنن امام رضا جان جانان

پ.ن.4. زیارت وداع امروز و لحظه بیرون اومدن از حرم و آخرین سلام و تعظیم به امام مهربانی ها و با چشمان اشکی اونقدر خیره شده به گنبد طلاش تا جایی که دید داشتم ، سخت ترین وداع زندگیم بود.......آقای مهربانی ها، امام رضای مهربانی ها دیدار بعدیمون ده سال نشه آقام.......