X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: پنج‌شنبه 8 مهر 1395 ساعت: 10:54 ب.ظ

سلام و صد سلام به عزیزان این خونه مجازی balloons smiley

امیدوارم حال تون خوب و خوش و پرانرژی باشه

خدمت انورتون عارضم که دوباره پاییز زیبای دیگری از راه رسید و فصل زیبا و البته پر هیاهوی دیگری در کتاب زندگیم باز شد.

روزهای اول پاییز امسال خیلی عالی گذشت .... یه مسئولیت اجرایی برای ثبت نام ورودیهای جدید داشتم با یکی از همکاران عزیز و دوست داشتنی که روزهای خیلی خوب و طلایی با هم در دوره ثبت نام گذروندیم. چند تا از دانشجوهای عزیزمون هم کنارمون بودن که خیلی بهمون کمک کردن و خیلی حضورشون جو رو شاد و دوست داشتنی کرده بود و خیلی هم مهربون بودن و هوامون رو داشتن ، مرتب برامون چای و آب میوه می اوردن . روز آخر هم رفتیم پارک کنار دانشگاه دور هم نشستیم و کلی با هم حرف زدیم ، هوا هم عالی بود و کلی خوش گذشت. و کلی هم عکس انداختیم ....choir smiley

برنامه کلاسهام هم توی دو دانشگاه منظم شد ولی هنوز یکی از دانشگاهها فیکس نشده تازه امروز مدیر گروه زنگ زده ازم تایم شیت گرفته ، حالا دیگه چه شود نمیدونم. توکل بر خدا. کلاسهای خودمم که از دو هفته پیش شروع شده و دوباره روز از نو روزی از نو.... دوباره پروژه ، دوباره شب بیداری ، دوباره بی خوابی، دوباره استرس ها.....book smiley

خاطره امروز رو هم به عنوان حسن ختام این پست بنویسم و زیاد سرتون رو درد نیارم. امروز ساعت 9-12 کلاس داشتم ، یه کلاس خلوته ولی دانشجوهاش فوق العاده اس بی نظیرن. بسیار با محبت و درس خون و باهوش. یکی از دانشجوهای امروز هفته پیش مشهد بود لطف کرده بود برام سوغاتی آورده بود ، وای یه تسبیح خیلی زیبای بنفش......من هم که دیوانه تسبیح و بی قرار رنگ بنفش.اتفاقا یه کلکسیون جمع و جوری از تسبیح دارم که بنفش بینشون نبود و واقعا تسیح زیبای امروز کلکسیونم رو کامل کرد و ما بسی مسرور گشتیم

اینم عکس تسبیح بنفشم :