X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

تدریس میکنم....زبان انگلیسی....در یکی از دانشگاههای شهر تهران....دانشجوى دکترى هستم ...

درباره من
استاد دانشگاه و دانشجوی مقطع PhD هستم. زبان انگلیسی تدریس میکنم در یکی از دانشگاههای شهر تهران. دور از خانواده ام زندگی می کنم..... خانواده ای بی نهایت حامی و مهربان دارم ، مادری فداکار که لحظه ای از حمایتم فروگذار نکرده و نمی کند و تمام تلاشش حمایت من در رسیدن به هدف بزرگم است.... و دوستانی بهتر از آب روان.... اینجا از خاطرات، خوشی ها، سختی ها و تجربیات راه رسیدن به هدفم مینویسم و از دوست عزیز و فهیمی که او هم دانشجوی مقطع دکتراست. از او به نام "آبجی جون" یاد میکنم. آبجی جون همیشه در کنار من است و هر لحظه ی شاد، سخت، نگران و منتظر حضور گرمش را در کنار خودم دارم و عمیقا به داشتنش افتخار میکنم. به شدت معتقدم خواستن توانستن است و معجزه ها همیشه رخ میدهند....برای آنان که با جرات و اعتماد به نفس در جستجوی حق خویشند.....
آرشیو

نویسنده: نیلگون
تاریخ: شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 11:56 ب.ظ

بعضی آدمها را نمیشود فراموش کرد...حتی بعضی ها که فقط نگاه میکنند و رد میشوند...

زمان می گذرد و تو میفهمی که هیچ وقت فراموششان نکرده ای ... و آنها هیچگاه از این حس تو باخبر نمیشوند.... گوشه ای میشوند در قلبت....زمان میگذرد , اما کم رنگ نمیشوند....و تو احساس میکنی که باید.... باید آن گوشه ی توی قلبت را توی بشقاب بگذاری و بشقاب را بگذاری روی میز , بگذاری جایی جلوی دید آدمهای دیگر تا تماشا کنند که آنها را هرگز فراموش نکرده ای....



پ.ن.1  از شنیدن صدات , بعد این همه مدت, اونم با یک تماس غیر منتظره, خوشحال شدم. بهترین ها رو برات آرزو میکنم ..... 


پ.ن. 2 دوستان عزیزم , میام بزودی با یک پست مفصل از ماجرای کلاسها و تدریس و دانشجوهای جدید و پست جدیدم