X
تبلیغات
رایتل

عصر پاییزی....

آدمها ....

آدم ها می آیند که عبور کنند... چه به جبر روزگار و چه به انتخاب های خودشان! هیچ کس ماندگار نیست... هیچ حسی تا به همیشه به یک اندازه و یک شکل نیست... چه عشق هایی که رنگ تنفر می گیرند... چه تنفرهایی که رنگ عشق... چه دوست داشتن هایی که رنگ فراموشی... چه فراموشی هایی که رنگ بی طاقتی... همه چیز توی این دنیای لعنتی می تواند رنگ ببازد... می تواند تغییر شکل دهد... می تواند یک باره نیست شود! حتی ممکن است آنکه دم از دوست داشتن می زند سال ها بعد نامت را هم فراموش کند... تلخ است! می دانم! اما دل آدم ها دست خودشان هم نیست چه برسد به دست کسی که می خواهد نگهش دارد... حفظش کند... نه! فایده ای ندارد... دل که رفت آدم را هم به دنبال خودش می برد...


اما می توان یاد گرفت که هیچ چیز... که هیچ کس... که حتی همین دوستت دارم های پر از التهاب و بیقراری مالِ تو نیست! درست متعلق به همان لحظه هاست! کنار همه چیز... همه کس "این لحظه " را بگذار! وگرنه نابود می شوی... وگرنه به محض دل کندنی... رفتنی... فراموش شدنی... بی معنی می شوی! آدم ها به همان اندازه که می توانند عاشق شوند می توانند بی رحم هم باشند!


آخ که چقدر خوب بود ادم می فهمید چه کسی واقعا دوستش دارد؟! شاید اما اگر می فهمیدیم تنهایی مان خیلی بزرگتر از این ها بود... فهمیده ام که آدم ها به فراخور حس و حالشان سراغ هم را می گیرند... عاشق می شوند... درگیر می شوند... اما هرگز برای همیشه بودن شان تضمینی نیست!


آدمها به سلام ساده ای می آیند و به خداحافظی دردناکی می روند! اما من... تو... چاره ای نیست باید یاد بگیریم توی این دنیا شبیه رهگذرانی باشیم که از کنار هم در خیابانی سرد عبور می کنند... ممکن است کسی به اندازه یک سلام... کسی به اندازه گفتگویی ساده... کسی به اندازه عبور تا انتهای خیابان...همراهی ات کند... حتی سایبان بی کسی ات شود اما آدم‌ها عبور می کنند و تنها مقصد است که می ماند! مسیری که پیش روی توست...اگر می خواهی از زندگی جا نمانی، اعتمادت به مقصد بیش از احساسات گذرا آدم ها باشد...

پ.ن. دلگیر و دلتنگم.....به وسعت دنیا .....

نظرات (5)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: پژمان از [ ایران ]
سلام سرکار خانم
به قول یه دوست عارف مسلک "انسانهای دلتنگ فیلسوف میشن". فرمایشات شما چیزیه که خیلی وقته بهش رسیدم. خیلی وقته معنی دل بستن و جدایی رو فهمیدم. ولی چه میشه کرد که یه انسان هست و یه عالمه نسیان. هر بار فکر میکنی اینبار مثل قبل نیست. دل میبندی. حالا حتما نباید آدم باشه. به در به دیوار به گل به خونه به هر چی. ولی خداوند غیوره و چون غیرتش خیلی زیاده برنمی تابه محبوبش برای یک لحظه هم که شده به چیزی غیر خودش دل ببنده. فلسفه تمام آمد و رفت های این دنیا همینه. به قول یه پیر مرد شیرازی "عامو هر چی میکشیم زیر سر این بی پدر و مادرو هس"
دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 07:21 ق.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
درود و ارادت برادر
دل بستن و جدایی.... دو مفهوم عجیب و پیچیده که گاهی آدم رو سخت به خودش مشغول میکنه....
جمله تون عالی بود : خداوند غیوره و چون غیرتش خیلی زیاده برنمی تابه محبوبش برای یک لحظه هم که شده به چیزی غیر خودش دل ببنده..... کلام تون بی نظیر بر دل می نشیند....
دقیقا مثل برادرهای بزرگتر که با کلامشون منبع آرامش خواهرهاشونن مثل پدرهایی که با یک جمله تمام غم ها و نگرانی های دخترشون رو ازش میگیرن
ان شا الله همیشه در پناه حضرت عشق علمدار باشید
به حضور شما برادر فرهیخته در این خونه مجازی افتخار میکنم
"عامو راست گفته والله "
بحمدالله.بحدالله که آرامید....
خدایا آرامش دختر مان برقرار ببوده باشد
هوووم آفنین نیلگون دخت شنگول م
یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 09:33 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ممنونم مادرباران عزیزم
جان دل نیلگون
نوشته: نرجس از [ ایران ]
سلام خانم دکتر جانم
چه متن زیبایی نوشتین و در عین حال چه حقیقت تلخی رو بازگو کردین...

نبینم دلتون بگیره خانم دکتر جان

قدیما دل آدم میگرفت باز میشد نمیدونم چه حکمتیه این دورو زمونه دلگرفتنامونم حالت کشسان پیدا کرده دقیقا به وسعت دنیا
در کل نه غم نه شادی این دنیا چه به واسطه ی آدمها باشه چه به واسطه هر اتفاقی در زندگی خیلی نباید بهش اهمیت داد.... بنظرم اینها هم مثل این دنیا فانیند و جدیدا احساس میکنم خیلی زود اتفاق میفته، من که تصمیم گرفتم رو هیچکدومشون نه غم و نه شادی حساب باز نکنم(فقط در حد تصمیمه هنوز تا اجرایی شدن فاصله زیاده) البته اگه اطرافیان بذارند و متهممون نکنند به بی خیالی ...
یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 08:32 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام و صد علیکم السلام به روی ماه کامل تون خانم دکتر گلم
فداتون بشم من، نه دیگه دلگیر نیستم اونقدر اینجا در این خونه مجازی دوستان عالی دارم که مثل اعضای خانواده ام بهم آرامش میدن که دلگیری معنایی برام نداره مساله خاصی نبود، یکی از دوستان عزیزم دارن میرن کشور دیگه ای، بابت رفتنش دلگیر بودم ، اما الان خوبم عمو جان عزیزم، حضرت عشقم منو لایق دونستن دوباره آرامش و عشق و شور اش رو به قلبم هدیه کردن
میدونین خانم دکتر جان، بعد از اتفاق هقته گذشته و اون خوشی زمینی که حس کردم داره از عشق عمو جانم دورم میکنه، و دلتنگی برای رفتن دوستم، به این نتیجه رسیدم که حتی دنیا رو با تمام خوشی ها و دلتنگی هاش نمیخوام اگر قرار باشه یک قدم از عشقم، قلبم، دنیام عمو جانم دورم کنه.
راستش من خیلی رو خودم ، رو درونم کار کردم، چشم رو خیلی چیزها بستم، پا روی خیلی چیزها گذاشتم، بارها و بارها و بارها از دل گذر کردم، (البته همش با عشق بوده ، نه اجبار و زجر) ، تا اینکه تونستم اعتقاداتم ر، اونطور که دوست دارم بسازم. خوشبختانه عمو جانم قبله عشقم هم تنهام نگذاشتن و همیشه با نشانه های بی نظیر و بی شماری که سر راهم گذاشتن ، یادآور شدن که دستم رو تو دستشون دارن. به همین خاطر به جایی رسیدم الان که حاضر نیستم حتی برای خوشی ها و شادیهای دنیا هم این حال و هوا و شور و حال رو از دست بدم یا حتی دور بشم...چه برسه به دلتنگی هاش....
همیشه دعا میکنم میگم خدایا بگیر از من هر آنچه که نه تنها شور و عشق عباسیم رو ازم میگیره ، که حتی یک قدم دورم میکنه.
واقعا دو هفته ی گذشته عذابی کشیدم بس الیم..... حتی از اون خوشی هم دلزده شده بودم .... قلبم برای حضرت عشق ، لحظات نابی که باهاش داشتم پرپر میزد... خداروشکر دوباره دستگیرم شدن عموی عزیزو مهربانم عموی باغیرتم حضرت عشقم....
کاملا تصمیم تون به جا و منطقیه عزیزم باید بهش فکر کنم، امیدوارم بتونم اجراییش کنم
راستش خیلی وقته که دیگه اینکه اطرافیان چی درباره ام فکر میکنن برام ذره ای اهمیت نداره
سلام!
سلام بر شما نیلگون دخت محجوب چشم آبیِ آرام روشن خودمان:
مادر باران فدای دل مهرورز دختر جان نیلگونش
الهی به وسعت یک جهان.دلت....پراز سکون و دل انگیزی و دل شادی ودل قراری ببوده باشد
عزیز دل مادر...بپر بغلم چونت نمایم
یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 03:53 ب.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
و علیکم السلام به روی ماه کامل مادرباران عزیزم
خدا نکنه جان دل
ممنونم عزیز دل ،اکنون آرامم مادربارانم
پریدم آخ جوووون آغوش مادربارانمممم
نبینم دوست خوشگلم با اون چشمهای آبی زیباش دلتنگ باشه.....
بیا پیش خودم دوستم ...
یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 07:22 ق.ظ
امتیاز: 1 0
پاسخ:
مرسی عزیزدلم فدای مهربانی هات
اومدم اومدم